-١همانگونه كه مستحضريد ،بند ٣ماده ٣٦٢قانون مدني بايع را به تسليم مبيع ملزم مينمايد و مواد ٢١٩و
٢٣١همين قانون نيز عقود را فقط بين متعاملين و قائممقام آنها ﻻزماﻻتباع ميداند؛ همچنين وفق ماده ٣٧٢اين
قانون ،چنانچه مبيع قابليت تسليم نداشته باشد ،معامله باطل است؛ با عنايت به مستندات قانوني يادشده ،چنانچه
موضوع مورد معامله مال غير منقول )زمين( و فاقد سند رسمي باشد و ملك نيز در تصرف شخص ثالث باشد ،در
دعواي الزام به تحويل مبيع با وجود حكم مقرر در ماده ٤٤قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦آيا مشتري
بايد به طرفيت بايع طرح دعوا كند يا بايد متصرف ملك را نيز طرف دعوا قرار دهد؟ از آنجا كه متصرف در مقابل
خريدار تعهدي ندارد ،تحت چه عنواني بايد طرف دعوا قرار گيرد؟
-٢به موجب ماده ٤٢٢قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقﻼب در امور مدني مصوب ١٣٧٩اعتراض
شخص ثالث پيش از اجراي حكم قابل طرح است و پس از آن در صورتي ميتوان اعتراض كرد كه ثابت شود
حقوقي كه اساس و مأخذ اعتراض است ،به جهتي از جهات قانوني ساقط نشده باشد .هدف مقنن از قسمت اخير
اين ماده ،موارد سقوط تعهد موضوع ماده ٢٦٤قانون مدني و موارد مشابه نيست؛ زيرا چنانچه اين موارد پيش از
اجراي حكم هم وجود داشته باشد ،دعوا قابل طرح نيست؛ بلكه به نظر ميرسد سقوط حق مندرج در اين ماده،
سقوط ناشي از اجراي حكم است كه با انتقال مال )ملك( به برنده مزايده حق ثالث نسبت به عين را ساقط مينمايد
كه از مصاديق تلف حكمي است؛ چنانكه مرحوم شيخ انصاري در مكاسب آورده است» :ولو نقل العينان او احدهما
بعقد ﻻزم فهو كالتلف« ؛ همچنين پس از اجراي حكم و انتقال مال به برنده مزايده )غير از اصحاب دعواي اصلي(،
پذيرش اعتراض ثالث موجب تزلزل دائمي حقوق ثالث برنده مزايده و تزلزل اعتبار آراء محاكم خواهد شد؛ در
حالي كه برنده مزايده اين حق را از طريق مجاري قانوني و قضايي به دست آورده و در دعواي اعتراض ثالث نيز
نمي تواند از اصحاب دعوا قرار گيرد تا از حق خود دفاع كند .از طرفي نيز اصحاب دعواي اصلي به واسطه انتقال
مالكيت مال به برنده مزايده ديگر سمتي ندارند.
با عنايت به مراتب يادشده و از آنجا كه برخي محاكم دعوا را مطلقاً مسموع ميدانند و برخي به استناد تلف حكمي
دعوا را رد ميكنند ،خواهشمند است به پرسشهاي زير را
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۱/۱۱۵۳ مورخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۶
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر احمد محمدي باردئي
استعلام
پاسخ
دهيد:
اوﻻً ،اثبات بقاي حق ثالث تكليف ثالث است يا اصحاب دعواي اصلي؟
ثانياً ،در فرض انتقال مال به برنده مزايده كه در حكم تلف عين مال است ،آيا دعواي اعتراض ثالث نسبت به عين
قابل پذيرش است و يا آنكه ثالث به دليل تلف مال بايد جهت استرداد ثمن به ايادي خود مراجعه كند؟
ﭘﺎسﺦ:
-١اوﻻً ،اصوﻻً دعواي الزام به تحويل مبيع غير منقول به استناد سند عادي ،به سبب آنكه مستلزم احراز وقوع
بيع و اثبات مالكيت خواهان است ،به تنهايي قابل استماع نيست و چنانچه ملك داراي سند رسمي باشد ،با توجه
به رأي وحدت رويه شماره ٦٧٢مورخ ١٣٨٣/١٠/١هيأت عمومي ديوان عالي كشور پيش از طرح دعواي الزام
به تنظيم سند رسمي نمي توان دعواي الزام به تحويل مبيع را مطرح و استماع كرد؛ بنابراين در فرض سؤال ،چنانچه
سند ملك به نام »الف« باشد ،دعواي الزام به تحويل مبيع و الزام به تنظيم سند رسمي انتقال توأمان به طرفيت
»ب« )يد ماقبل خواهان( و شخص »الف« اقامه ميشود؛ وگرنه دعواي الزام به تحويل مبيع به طرفيت »ب« قابليت
استماع دارد.
ثانياً ،با توجه به بند ٣ماده ٣٦٢قانون مدني ،بايع ملزم به تحويل مبيع است و بايد موانع تحويل را مرتفع نمايد
و اطﻼع دادگاه از اينكه ملك در تصرف ثالث است ،مؤثر در مقام نيست و اصحاب پرونده ميتوانند ثالث متصرف
را به عنوان مجلوب ثالث به دادرسي جلب كنند و در هر حال چنانچه ثالث در اين دادرسي دخالتي نداشته باشد،
اجراي رأي صادره به طرفيت وي در حدود ماده ٤٤قانون اجراي احكام مدني مصوب ١٣٥٦امكانپذير خواهد
بود.
-٢صرفنظر از اينكه ماده ٤٤٢قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقﻼب در امور مدني مصوب ١٣٧٩
ناظر بر اعتراض ثالث محاكماتي است و موضوع استعﻼم كه ناظر بر اعتراض ثالث اجرايي است ،از شمول ماده
يادشده خروج موضوعي دارد ،در فرض سؤال با عنايت به احكام مقرر در مواد ٣٠٢ ،٣٦ ،٣١ ،٣٠و ٣١١قانون
مدني ،به نظر ميرسد نميتوان انتقال رسمي مال را تلف حكمي تلقي كرد؛ زيرا محروميت مالك از مالكيت و
استرداد عين مال امري استثنايي و خﻼف اصل است و تنها در موارد مصرح قانوني جايز است و نميتوان احكام
استثنايي قانون را به ديگر موارد تسري داد.
دكتر احمد محمدي باردئي
اداره کل حقوقی قوه قضاییه