در صورتي كه شخصي به عنوان مستأجر و دارنده حق انتفاع از زمين وقفي داراي قرارداد اجاره با اداره اوقاف
باشد و به موجب وكالتنامه اي رسمي اختيار پيگيري و انجام كارهاي اداري مربوط به ملك را به وكيل واگذار
و در متن وكالتنامه همچنين تصريح شود كه »وكيل حق واگذاري مورد اجاره را دارد«؛ با توجه به اينكه وكالت
وكيل در بحث انتقال مورد اجاره به صورت »مطلق« است ،آيا با وحدت مﻼك از ماده ١٠٧٢قانون مدني وكيل
مي تواند با مراجعه به اداره اوقاف حق انتفاع از ملك را به خود انتقال دهد و سند اجاره جديد ملك را به نام خود
دريافت ك ند و يا آنكه وكيل حق انتقال مورد اجاره به خود را نداشته و با عدم تنفيذ موكل ،اقدام وكيل در انتقال
مورد اجاره باطل است؟
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۲/۴۶ مورخ ۱۴۰۲/۰۴/۳۱
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر احمد محمدي باردئي
استعلام
پاسخ
در فرض سؤال كه مستأجر ملك موقوفه بابت انجام امور اداري ملك به ديگري وكالت داده و در عين حال به
اختيار وكيل در واگذاري تصريح كرده؛ بدون آنكه در خصوص جواز يا عدم جواز انتقال ملك به خود وكيل تعيين
تكليف كرده باشد؛ اوﻻً ،اين فرض از حكم مقرر در ماده ١٠٧٢قانون مدني كه ويژه عقد نكاح و به لحاظ وضعيت
خاص اين عقد و آثار و احكام مترتب بر آن است ،خارج ميباشد و نميتوان از اين ماده اخذ مﻼك نمود؛ ضمن
آنكه ،از مفهوم مخالف اين ماده چنين مستفاد است كه در غير مورد عقد نكاح و در ديگر موارد وكالت مطلق،
اصل بر اختيار وكيل براي انتقال موضوع وكالت به خود است؛ مگر آنكه خﻼف آن تصريح شود و يا به اثبات
برسد.
ثانياً ،وفق ماده ٦٦٧قانون مدني وكيل ملزم است در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موكل را رعايت كند و از
آنچه داخل در اختيار اوست تجاوز ننمايد؛ بر اين اساس ،چنانچه احراز شود وكيل در واگذاري ملك به خود
اختياري نداشته است ،موضوع تابع معامﻼت فضولي و احكام اين معامﻼت است.
دكتر احمد محمدي باردئي
اداره کل حقوقی قوه قضاییه