-١در بند يك ماده ٨٠٣قانون مدني ،قانونگذار رجوع از هبه در صورتي كه متهب پدر يا مادر و يا اوﻻد واهب
باشد را منتفي دانسته است .آيا لفظ اوﻻد شامل نوه نيز ميشود؟ با توجه به اينكه مقنن از عناويني مانند ولي
قهري يا جد پدري استفاده نكرده است ،آيا حكم مقرر در اين بند جد پدري را نيز شامل ميشود و يا آنكه هبه به
جد پدري تابع مقررات عام عقد هبه است؟
-٢با توجه به اينكه در قانون مدني راجع به شرايط قبض در فصل هبه ذكري به ميان نيامده است ،آيا مقررات
مواد ٣٦٧و ٣٦٨قانون مدني بر عقد هبه نيز حاكم است؟
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۲/۷۹ مورخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۵
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر احمد محمدي باردئي
استعلام
پاسخ
اوﻻً ،وفق صدر ماده ٨٠٣قانون مدني ،اصل بر قابليت رجوع از هبه است؛ مگر در بندهاي چهارگانه موضوع اين
ماده و از آنجا كه بند يك ماده ،هبه مال به پدر ،مادر و يا اوﻻد را در زمره مستثنيات رجوع از هبه آورده است،
به سبب حاكميت اصل صدرالذكر ،استثناي موضوع اين بند صرف ًا شامل پدر ،مادر و اوﻻد بﻼفصل واهب است و
شامل اجداد و اوﻻد اوﻻد نميباشد.
ثانياً ،با توجه به حكم مقرر در قسمت اخير ماده ٣٦٧قانون مدني ،قبض عبارت است از استيﻼء بر مال كه بر
حسب نوع مال ،متفاوت است و در فرض سؤال با توجه به عيني بودن عقد هبه و ضرورت قبض مال موهوبه )ماده
٧٩٨قانون مدني( به هر ترتيب و طريقي كه اين استيﻼء بر مال موهوبه حاصل شود؛ قبض تحقق مييابد و عقد
هبه واقع ميشود.
دكتر احمد محمدي باردئي
اداره کل حقوقی قوه قضاییه