نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۳/۳۳۲ مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۳/۳۳۲ مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰، شماره پرونده ۱۴۰۳-۱۸۶/۱-۳۳۲، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۳/۳۳۲تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰شماره پرونده ۱۴۰۳-۱۸۶/۱-۳۳۲ ـ كدی ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۳/۳۳۲ مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

با توجه به تصويب قانون اصلاح ماده 104قانون مجازات اسلامي مصوب 140٣كه »جرايم انتقال مال غير و
كلاهبرداري موضوع ماده 1قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري مصوب 1٣67مجمع
تشخيص مصلحت نظام ،به شرطي كه مبلغ آن از نصاب مقرر در ماده ٣6اين قانون بيشتر نباشد و نيز كليه جرايم
در حكم كلاهبرداري و جرايمي ك ه مجازات كلاهبرداري درباره آنها مقرر شده يا طبق قانون كلاهبرداري محسوب
ميشود در صورت داشتن بزهديده و سرقت موضوع مواد 661 ،657 ،656و 665كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي
)تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده( مصوب 1٣75/٣/2به شرطي كه ارزش مال مورد سرقت بيش از دويست
ميليون ريال نباشد و سارق فاقد سابقه مؤثر كيفري باشد« را از ماده 104اصلاحي قانون مجازات اسلامي مصوب
1٣٩2حذف نموده و به نوعي اين جرايم را در زمره جرايم غير قابل گذشت قرار داده است ،چنانچه يكي از اين
جرايم پيش از تاريخ لازمالاجرا شدن قانون صدرالذكر به وقوع پيوسته باشد ،با توجه به آنكه اولاً ،اصل بماسبق
نشدن قوانين ماهوي مذكور در ماده 4قانون مدني و ماده 10قانون مجازات اسلامي مصوب 1٣٩2با اصل اجراي
فوري قوانين ذكر شده در ماده 11قانون اخير متفاوت و متمايز از يكديگر ميباشند؛ ثانياً ،بحث مربوط به قابل
گذشت بودن يا نبودن جرايم در زمره مباحث ماهوي قرار دارد و نه مباحث شكلي؛ ثالثاً ،ماده 11قانون مجازات
اسلامي مصوب 1٣٩2اثر فوري قوانين بر جرايم سابق را صرفاً در چهار گروه تشكيلات و صلاحيت قضايي ،ادله
اثبات ،شيوه دادرسي و مرور زمان احصا نموده است كه تنها موردي كه مي توان آن را با مبحث قابل گذشت بودن
يا نبودن جرايم منطبق دانست» ،قوانين مربوط به شيوه دادرسي« است كه به نظر ميرسد تاب تعارض با حقوق
مكتسبه افراد در زمان وقوع جرم را ندارد و همچنين 4بند ذكر شده در ماده 11يادشده كه مربوط به مباحث شكلي
مي باشد و نه مباحث ماهوي؛ رابعاً ،با توجه به ماده 4قانون مدني و فحوا و ملاك ماده 10قانون مجازات اسلامي
و حقوق مكتسبه افراد در زمان وقوع جرم و استثنايي و محدود و محصور بودن ماده 11قانون مجازات اسلامي و
اصل تفسير منطقي قوانين و اصل تفسير به نفع متهم قوانين كيفري ،خواهشمند است بيان نماييد:
بزه ارتكاب يافته مشمول اصل اجراي فوري قوانين موضوع ماده 11قانون مجازات اسلامي است و يا آنكه بايد
قائل به غير قابل گذشت شدن بزه باشيم كه پيش از لازمالاجرا شدن قانون اصلاح ماده 104قانون مجازات اسلامي

ارتكاب يافته است ،يا آنكه موضوع مشمول عطف بماسبق نشدن قوانين ماهوي است و بايد جرايم ارتكابي پيش از
لازمالاجرا شدن قانون را پس از لازمالاجرا شدن اين قانون همچنان قابل گذشت بدانيم؟

پاسخ

1و -2طبق ماده 4قانون مدني اثر قانون نسبت به آتيه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد .در مقررات
كيفري نيز با توجه به صدر ماده 10قانون مجازات اسلامي مصوب 1٣٩2و با لحاظ اصل يكصد و شصت و نهم
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ،اصل بر عطف بماسبق نشدن قوانين كيفري است .اين امر در ماده 104
)اصلاحي (140٣قانون مجازات اسلامي مصوب 1٣٩2با اصلاحات و الحاقات بعدي نيز مصداق دارد .از سوي
ديگر ،مواردي كه قانون فوراً اجرا ميشود ،در ماده 11قانون مجازات اسلامي احصاء شده است و غير قابل
گذشت محسوب شدن يك جرم از شمول اين مقررات خروج موضوعي دارد؛ زيرا در بند »پ« اين ماده به
»شيوه دادرسي« يعني مقررات شكلي مربوط به نحوه دادرسي اشاره شده است و نه شرايط تعقيب؛ همانند قابل
گذشت يا غير قابل گذشت بودن جرم كه نتيجه آن ،اعمال مجازات در مورد متهماني است كه جرم ارتكابي آنان
در زمان وقوع ،قابل گذشت محسوب شده است؛ همچنين با تكيه بر اصل تفسير به نفع متهم و اصل حداقلي
بودن حقوق كيفري ،نميتوان مقررات اين قانون را نسبت به جرايم پيش از وضع آن تسري داد؛ بهويژه آنكه ،اين
قانون به عنوان قانون لاحق نسبت به قانون سابق ،قانون اشد محسوب مي شود؛ چرا كه جرايم مذكور در آن ،از
تاريخ لازمالاجرا شدن قانون ،غير قابل گذشت محسوب و مجازاتهاي حبس اين جرايم نيز با توجه به خروج
از شمول تقليل مجازات حبس موضوع تبصره الحاقي به ماده 11قانون كاهش مصوب 1٣٩٩مجازات حبس
تعزيري مصوب ، 1٣٩٩تشديد يافته اند؛ بنابراين ،قانون اصلاح ماده 104قانون مجازات اسلامي مصوب 140٣
در »مجازات قانوني« و درجه جرايم ارتكابي پيش از وضع اين قانون تأثيري ندارد و تمامي آثار و تبعات مترتب
بر مجازات قانوني زمان ارتكاب جرم بر آنها جاري و سـاري است؛ بر اين اساس ،از حيث مرجع صالح به
رسيدگي و شمول مقررات مرور زمان؛ اعم از مرور زمان تعقيب و شكايت و ...و در اعمال نهادهاي ارفاقي
موجود در قانون؛ مانند ترك تعقيب ،تعليق تعقيب و حكم به معافيت از كيفر ،ملاك همان درجه جرم ارتكابي در
زمان وقوع جرم است كه بر اساس مجازات قانوني زمان وقوع اين جرايم مشخص ميشود.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه