الف -با توجه به ماده ٣٦٢قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ،١٣٧٩چنانچه
تجديد نظرخواه و يا حتي تجديد نظرخوانده اقدام به طرح دعواي ديگري نموده و از دادگاه تجديد نظر ،به لحاظ
دعواي مطروحه و با فرض مؤثر و مرتبط بودن توقف دادرسي را درخواست كنند ،آيا دادگاه تجديد نظر مكلف به
صدور اين قرار است و يا آنكه همان دادگاه تجديد نظر مكلف به رسيدگي به دفاعيات مطروحه در دادخواست
تجديدنظر و يا تبادل لوايح ميباشد -١ .چنانچه تجديد نظر خواه مدعي بطلان ،فسخ ،اقاله ،تبديل تعهد ،ايفاي دين
و مانند آن باشد؛ اما دعواي ديگري نيز مطرح نموده است ،آيا وظيفه دادگاه تجديد نظر رسيدگي به دفاعيات مطروحه
در دادخواست تجديدنظر و يا دفاعيات مطروحه در مرحله نخستين است و يا آنكه مكلف به توقف دادرسي؛ در
ق الب قرار توقف رسيدگي و يا تعيين و تجديد وقت نظارت تا حصول نتيجه قطعي دعواي مطروحه است؟ توضيح
آنكه ،اخيراً اين نوع دفاع )در قالب طرح دعواي مستقل( در مرحله تجديد نظر افزايش يافته و موجبات اطاله
دادرسي در مرحله تجديد نظر را فراهم آورده است؛ گاهي نيز سوءاستفاده را موجب شده است.
-٢آيا رسيدگي و صدور رأي معارض با رأي غير قطعي )مطروحه در دادگاههاي تجديدنظر( داراي وجاهت و
امكانپذير است؟
-٣با فرض اينكه تجديد نظرخواه در مورد خواسته دعواي مطروحه دفاعي نداشته باشد و فقط به دعوا استناد شده
باشد ،تكليف چيست؟ ب( با توجه به مواد ١٠ ،٧و ٣٤٩قانون آيين دادرسي يادشده ،در دعاوي جلب ثالث و وارد
ثالث در مرحله تجديد نظر ،آيا دادگاه تجديد نظر مي تواند به نفع جالب ثالث ،خوانده ثالث را نيز محكوم كند؟ به
عبارت ديگر ،آيا جالب ثالث ميتواند ضمن دادخواست جلب ثالث ،خواستههاي ديگري مبني بر محكوميت مجلوب
ثالث را مطرح كند و يا آنكه دادگاه تجديدنظر بايد صرفاً تا حدودي كه دعواي ثالث در تجديد نظرخواهي مؤثر
است به آن ترتيب اثر دهد و در خصوص خواستههايي كه مستلزم محكوميت ثالث است ،قرار عدم صلاحيت به
شايستگي دادگاههاي نخستين صادر كند؟
توضيح آنكه ،ديگر خواستههاي مطروحه در ضمن دعواي ثالث به عنوان دعواي اصلي محسوب ميشوند؛ همچنين
ايراد موضوع سؤال در دادگاههاي نخستين موضوعيت پيدا نميكند؛ زيرا در هر صورت دادگاه نخستين مكلف به
رسيدگي و صدور حكم در تمامي موارد ميباشد .ج( در مورد ماده ٤٢٥قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و
انقلاب در امور مدني مصوب ، ١٣٧٩هرچند ظاهراً دادگاه پس از پذيرش اعتراض ثالث فقط بايد رأي خودش را
الغا كند و ملزم به تعيين تكليف در خصوص دعواي مطروحه )چنانچه اعتراض ثالث نسبت به رأي قطعي بدوي
باشد( و يا تعيين تكليف نسبت به تجديد نظرخواهي و نتيجه آن )مبني بر نقض دادنامه تجديد نظرخواسته و صدور
قرار رد و يا حكم بر بطلان دعواي اصلي( نميباشد؛ اين امر موجب سردرگمي خواهان اصلي ميشود كه در هر
صورت ،نظر دادگاه از پذيرش دعواي اصلي و الغاي رأي معترضعنه چه بوده و آيا دعواي اصلي را از حيث شكلي
داراي ايراد معترض ثالث ميدانسته است يا به لحاظ ماهيتي؟ با توجه به توضيحات پيشگفته ،خواهشمند است در
خصوص تكليف يا عدم تكليف دادگاه الغاكننده حكم مبني بر اظهار نظر در مورد دعواي اصلي اعلام نظر فرماييد.