-١به موجﺐ ماده يك قانون الزام به ثبت رسمي معاملات اموال غير منقول مصوب ،١٤٠٣كليه اعمال حقوقي
موضوع اين ماده بايد در سامانه ثبت الكترونيك اسناد به ثبت برسد .آيا منظور از ثبت در اين سامانه ،الزاماً
مراجعه به دفاتر ثبت اسناد رسمي و امضاي قرارداد نهايي در سامانه ثبت الكترونيك اسناد است يا آنكه ثبت
اوليه و امضاي قرارداد در سامانه كاتﺐ )سامانه معرفي شده از سوي ثبت اسناد و املاك كشور( يا سامانه
خودنويس )سامانه معرفي شده از سوي وزارت راه و شهرسازي( در دفاتر مشاوره املاك را نيز شامل ميشود؟
آيا آثار حقوقي ثبت الكترونيك اسناد بر اينگونه اسناد نيز مترتﺐ ميشود؟
-٢در صورتي كه فروشنده بهرغم امضاي الكترونيك قرارداد در سامانه كاتﺐ يا سامانه خودنويس در بنگاه
معاملات ملكي از حضور در دفتر اسناد رسمي براي امضاي نهايي قرارداد خودداري ورزد؛ با توجه به ثبت عدم
حضور فروشنده در دفتر انديكاتور وفق بند ١٠ذيل جزء »ب« ماده ٦٥آييننامه قانون دفاتر اسناد رسمي و
كانون سردفتران و دفترياران مصوب ١٣٩٩/١٢/٢٨با اصلاحات و الحاقات بعدي ،آيا خريدار ميتواند دعاوي
مانند الزام به تنظيم سند رسمي انتقال و يا ديگر خواستههاي مرتبط با قرارداد و يا ديگر شروط و خيارات
قراردادي مطرح كند؟ با توجه به اينكه قرارداد در دفتر اسناد رسمي تأييد نشده است ،آيا مشمول ضمانت اجراي
عدم استماع دعوا ميشود؟
-٣در صورتي كه خريدار بهرغم امضاي الكترونيك قرارداد در سامانه كاتﺐ يا سامانه خودنويس در بنگاه
معاملاتي ،از حضور در دفتر اسناد رسمي براي امضاي نهايي قرارداد خودداري ورزد؛ با توجه به ثبت عدم حضور
خريدار در دفتر انديكاتور مطابق ماده ٦٥آييننامه پيشگفته ،آيا فروشنده ميتواند جريمههاي مندرج در بندهاي
قرارداد را اعمال كند و قرارداد بدون مراجعه به دادگاه منفسخ شود؟ با توجه به اينكه قرارداد در دفتر اسناد
رسمي تأيي د نشده است ،آيا دعواي مطالبه وجه التزام خسارت و يا ديگر شروط و خيارات قراردادي موضوعيت
و قابليت استماع دارد؟
-٤با توجه به تعريف اسناد عادي و رسمي مندرج در قانون مدني؛ قرارداد خريد و فروش اموال غير منقولي كه
در سامانه كاتﺐ يا سامانه خودنويس توسط طرفين معامله ثبت و امضا شده است؛ اما در دفاتر اسناد رسمي
توسط طرفين معامله تأييد و امضا نشده است ،سند رسمي محسوب ميشود يا سند عادي؟ -٥با توجه به اينكه
در خصوص پذيرش يا عدم پذيرش عذر موجه از سوي مدعي در خصوص مواعد مقرر در قانون الزام به ثبت
رسمي معاملات اموال غير م نقول مصوب ، ١٤٠٣تعيين تكليف نشده و قانون در اين خصوص ساكت است ،آيا
ميتوان از مواد ٤١و ٣٠٦قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ١٣٧٩استفاده
كرد؟ چنانچه شخصي پس از سپري شدن مهلت دو ساله مندرج در ماده ١٠قانون يادشده ،نسبت به اسنادي كه
پس از اتمام اين مهلت صادر شده است ،ادعايي داشته باشد ،آيا دادگاه ميتواند با تشخيص موجه بودن عذر
اعلامي به اين ادعاها رسيدگي كند و يا آنكه هرگونه دعوايي در اين خصوص مشمول ضمانت اجراي عدم استماع
ميشود؟