نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۴۷ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۴۷ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۳۰، شماره پرونده ۱۴۰۴-۷۹-۲۴۷، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۲۴۷تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۳۰شماره پرونده ۱۴۰۴-۷۹-۲۴۷ ـ كخرداد ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۴۷ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۳۰

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

با عنايت به موارد ذيل اعلام فرماييد كه در صورتي كه در محاكم حقوقي يك شركت )شخص حقوقي( به ورشكستگي
به تقصر يا به تقلب محكوم شود ولي نسبت به مدير عامل شركت در محاكم حقوقي حكم ورشكستگي صادر نشود ،آيا
در مرجع كيفري مدير عامل را ميتواند وفق ماده ١٤٣قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢بزهكار دانسته و به وي
تفهيم اتهام كرد؟
-١ورشكستگي اشخاص حقوقي )شركتها( اصولاً تأثيري در ورشكستگي سهامداران و شركا ندارد.
-٢در موارد استثنايي از جمله شركتهاي تضامني نيز )كه ورشكستگي شركت ميتواند تأثيري در ورشكستگي شركا و
سهامداران داشته باشد( ورشكستگي شركا نيازمند صدور حكم ورشكستگي بوده و صرفاً صدور حكم ورشكستگي
شخص حقوقي به معناي ورشكستگي سهامداران و شركا نميباشد.
-٣در مواردي مثل بند فوق نيز كه ورشكستگي شخص حقوقي ميتواند موجب ورشكستگي سهامداران و شركا شود،
اين موضوع شامل مدير ع امل غير سهامدار نميشود و مدير عامل در صورتي ميتواند به تأثير از ورشكستگي شركت
به ورشكستگي محكوم گردد كه خود از شركا و سهامداران شركت ورشكسته باشد.
-٤صرف مدير عامل شركت تجاري بودن موجب تأجر تلقي شدن مدير عامل نميباشد.
-٥در حقوق كيفري وفق ماده ١٤٣قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢و مدلول ماده ٦٨٨قانون آيين دادرسي
كيفري مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي ،اولاً اصل بر مسئوليت كيفري شخص حقيقي ميباشد و ثانياً توجه
اتهام به شخص حقوقي بدون اينكه اتهامي متوجه شخص حقيقي باشد متصور نيست و موضوع اخير از اين استدلال
عقلي نيز برخوردار است كه شخص حقوقي كه توان ارتكاب بزه را ندارد و اين شخص حقيقي مي باشد كه به نام يا در
راستاي منافع شخص حقوقي مرتكب جرم ميشود.
-٦صدور حكم ورشكستگي )حتي حكم كيفري( بر اشخاص حقيقي تاجر داراي اثر ميباشد از جمله اينكه شخص
محكوم ميتواند به جاي ادعاي اعسار از آثار ورشكستگي بهرهمند شود و مضافاً نحوه تصفيه وي در صورت صدور
حكم كيفري بر ورشكستگي شخص حقيقي )بدون صدور حكم به ورشكستگي وي در محاكم حقوقي( محل ابهام و تأمل
است.

پاسخ

نخست .به موجب ماده ٤١٥قانون تجارت مصوب ،١٣١١ورشكستگي تاجر به حكم محكمه بدايت اعلام
مي شود كه در حال حاضر دادگاه عمومي حقوقي ،جانشين آن محكمه شده است؛ بنابراين صدور حكم
ورشكستگي ،در صلاحيت دادگاه عمومي حقوقي است؛ اما از آنجا كه ورشكسته به تقصير يا تقلب شخصي است
كه حسب مورد به يكي از اين عناوين محكوم شده باشد و مفروض آن است كه اين عناوين توصيفاتي مجرمانهاند
و فقط دادگاه كيفري است كه مي تواند حكم بر محكوميت فرد به ورشكستگي به تقصير يا تقلب صادر كند و به
موجب ماده ٢٨٠قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢تعيين عنوان مجرمانه با مرجع كيفري است ،صرف
تعيين عنوان ورشكستگي به تقصير يا تقلب در رأي دادگاه به منزله محكوميت تاجر بابت هر يك از عناوين
اتهامي نميباشد .چنانچه پيش از صدور حكم ورشكستگي توسط دادگاه حقوقي ،اتهام ورشكستگي به تقصير يا
تقلب در دادسرا مطرح شود ،از موارد صدور قرار اناطه است.
دوم .وفق ماده ١٤٣قانون مجازات اسلامي مصوب ،١٣٩٢در مسؤوليت كيفري اصل بر مسؤوليت شخص حقيقي
است و شخص حقوقي در صورتي داراي مسؤوليت كيفري است كه شخص حقوقي به نام يا در راستاي منافع آن
مرتكب جرمي شود .مسؤوليت كيفري شخص حقوقي ،مانع مسؤوليت اشخاص حقيقي مرتكب جرم نيست؛
بنابراين در فرض سؤال ،مديران شركت ورشكسته به تقلب يا تقصير كه در ارتكاب جرم دخالت داشتهاند ،قابل
تعقيب و مجازات ميباشند و به مجازات ورشكستگي به تقلب يا تقصير موضوع مواد ٦٧٠و ٦٧١قانون مجازات
اسلامي )تعزيرات( مصوب ١٣٧٥محكوم ميشوند.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه