نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۶۶ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۹

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۶۶ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۹، شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۲۶۶، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۲۶۶تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۹شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۲۶۶ ـ حآذر ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۶۶ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۲۹

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

-1همانگونه كه مستحضريد به موجب تبصرههاي 3و ) 4الحاقي (23/10/1403ماده 158آييننامه اجراي
مفاد اسناد رسمي لازمالاجرا و طرز رسيدگي به شكايت از عمليات اجرايي مصوب 1387/6/11با اصلاحات و
الحاقات بعدي ،موجبات معافيت از پرداخت حق الاجرا ،در صورت انصراف بستانكار از تعقيب عمليات اجرايي
فراهم شده است .تصريح تبصره 3يادشده مبني بر عدم شمول اين معافيت به فرض انصراف بستانكار به علت
يكي از موارد مذكور در تبصره ماده 131قانون ثبت و اسناد و املاك مصوب 1310با اصلاحات و الحاقات
بعدي و لزوم صدور گواهي انصرف بستانكار از تعقيب عمليات اجرا ،اين امر را تقويت ميكند كه انصراف در
صورتي موجبات معافيت را فراهم خواهد آورد كه به منظور مراجعه به مرجع قضايي باشد؛ به عبارت ديگر ،از
آنجا كه اقدام اوليه بستانكار در تقاضاي اجراي مفاد سند از طريق مرجع ثبتي ،وفق اصل عدم امكان مطالبه يك
طلب از دو مرجع ،مانع از پذيرش دادخواست توسط مرجع قضايي در خصوص طلب موضوع اجراييه ثبتي است،
در تبصره 3الحاقي يادشده ،صدور گواهي انصراف به منظور ارائه به مرجع قضايي پيشبيني شده است.
با توجه به توضيحات پيشگفته ،براي اجراي اين امر كه انصراف بستانكار صرفاً به منظور مراجعه به مرجع
قضايي بوده است ،آيا شمول معافيت موضوع تبصرههاي يادشده منوط به اقدام از طريق مرجع قضايي و ارائه
گواهي تقديم دادخواست به اداره ثبت مربوطه است؟ بدينتوضيح كه ،اداره ثبت پس از درخواست انصراف
بستانكار با صدور گواهي انصراف ،امكان اقدام قانوني وي را از طريق مراجع قضايي فراهم نمايد؛ اما معافيت از
پرداخت حق اجرا و ختم پرونده اجراي ثبت ،منوط به ارائه گواهي تقديم دادخواست صادره توسط مرجع قضايي
باشد تا مشخص شود كه انصراف بستانكار خارج از موارد مذكور در تبصره ماده 131قانون ثبت اسناد و املاك
بوده و صرفاً براي اقدام از طريق مرجع قضايي ميباشد -2 .چنانچه مالي از بدهكار شناسايي شود؛ اما به لحاظ
عدم دسترسي ،توقيف فيزيكي آن مقدور نباشد و بهرغم شناسايي مال ،استيفاي طلب از محل آن مال با مانع
دائمي يا موقت مواجه شود و در چنين حالتي بستانكار از تعقيب عمليات اجرايي منصرف شود ،آيا عدم امكان
توقيف مال به لحاظ عدم دسترسي به آن و يا مقدور نبودن استيفاي طلب از مال توقيفي به علت وجود مانع
قانوني ،آن را در حكم عدم )عدم شناسايي( قرار ميدهد ،به گونهاي كه بتوان گفت با انصراف بستانكار به استناد
تبصره 3الحاقي به ماده 158آييننامه يادشده را مشمول معافيت از پرداخت حقوق دولتي دانست؟ به عبارت

ديگر ،در چنين فرضي با انصراف بستانكار ،طبق حكم كلي عبارت اخير تبصره 3الحاقي يادشده كه مقرر داشته
است »حكم اين تبصره در تمام مواردي كه به هر دليلي امكان اجراي اجراييه فراهم نشود نيز مجري است«،
ملاك در وصول يا عدم وصول حقوق دولتي وفق تبصره مزبور ،عدم امكان اجراي اجراييه است يا عدم شناسايي
و توقيف مال؟ -3چنانچه بهرغم شناسايي و توقيف مال يا اموالي از مديون ،بستانكار درخواست انصرف از
ادامه تعقيب عمليات اجرايي و رفع بازداشت از اموال توقيفي را به منظور مراجعه به مرجع قضايي بنمايد ،آيا
مشمول معافيت از حق وق دولتي خواهد بود؟ آيا در چنين فرضي ،ملاك در وصول حقوق دولتي وفق تبصره 4
الحاقي به ماده 158يادشده ،اقدام به وصول مطالبات بستانكار از مال توقيفي است؟ بدينتوضيح كه همانگونه
كه در تبصره 4الحاقي مذكور آمده است ،چنانچه بستانكار بخواهد از مال توقيفي وصول طلب نمايد ،به ميزان
وصولي حق اجرا اخذ ميشود و در صورت عدم اقدام به وصول طلب از مال توقيفي و درخواست انصراف توسط
بستانكار ،مشمول معافيت از حقوق دولتي خواهد بود؟

پاسخ

-1به موجب تبصره ) 3الحاقي (23/10/1403ماده 158آييننامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازمالاجرا و طرز
رسيدگي به شكايت از عمليات اجرايي مصوب 1387/6/11رياست محترم قوه قضاييه با اصلاحات و الحاقات
بعدي » چنانچه اموالي از متعهد شناسايي نشود مراتب عدم شناسايي مال به بستانكار ابلاغ و حسب درخواست
متعهد له پرونده اجرايي مختومه و گواهي لازم خواهد شد .به اين پرونده حقالاجرا تعلق نميگيرد .غير از موارد
تبصره ماده 131قانون ثبت اسناد و املاك ،حكم اين تبصره در تمام مواردي كه به هر دليلي امكان اجراي
اجراييه فراهم نشود نيز مجري است«؛ بنابراين در فرض عدم شناسايي اموال بدهكار و به درخواست متعهدله،
پرونده اجرايي مختومه و گواهي عدم شناسايي اموال صادر ميشود و به اين پرونده حقالاجرا تعلق نميگيرد؛
همچنين وفق تبصره ) 4الحاقي (1403/10/23ماده 158يادشده »بعد از شناسايي اموال و ابلاغ اجراييه در
صورت عدم تكافوي اموال توقيفي جهت مطالبات متعهدله با انصراف بستانكار پرونده اجرايي نسبت به مازاد
مختومه و به ميزان وصول حق الاجرا اخذ و گواهي لازم صادر ميگردد« ؛ بر اين اساس ،در فرض عدم تكافوي
اموال توقيفي براي وصول مطالبات با انصراف بستانكار پرونده اجرايي نسبت به مازاد مختومه و به ميزان وصولي،
حقالاجرا اخذ ميشود و نسبت به مازاد ،حقالاجرا تعلق نميگيرد .بنابراين ،شرط معافيت از پرداخت حقالاجرا،
عدم شناسايي اموال متعهد يا عدم تكافوي اموال وي و انصراف بستانكار از اجراي كل طلب يا مازاد آن است و
در تبصرههاي الحاقي يادشده ،معافيت از پرداخت حقالاجرا به گواهي تقديم دادخواست در مراجع قضايي و
ارائه آن به واحد اجراي ثبت ،موكول نشده است.

شايسته ذكر است در مدت زماني كه بند »ب« ماده 113قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادي ،اجتماعي
و فرهنگي جمهوري اسلامي مصوب 1395و موا د 2و 8آيين نامه اجرايي شناسايي و توقيف اموال مديون در
اجراي اموال مديون در اجراي مفاد اسناد رسمي مصوب 1398/4/22رياست محترم قوه قضاييه ،مجري بود
در صورت تقاضاي اجراي مفاد اسناد رسمي از طريق ادارات اجراي ثبت ،تا پايان مهلتهاي مقرر در بند »ب«
ماده 113يادشده ،دعواي مطالبه مفاد سند رسمي در مرجع قضايي قابل استماع نبود.
-2عبارت ذيل تبصره 3الحاقي به ماده 158يادشده كه مقرر ميدارد »حكم اين تبصره در تمام مواردي كه به
هر دليلي امكان اجراي اجراييه فراهم نشود ،نيز مجري است« عام و مطلق است و موارد مذكور در فرض استعلام
را نيز در برمي گيرد و در هر صورت ،اجراييه بايد در زمان متعارف اجرا شود؛ بنابراين ،چنانچه به هر دليلي در
مدت زمان متعارف اجراي مفاد اجراييه امكانپذير نباشد ،موضوع مشمول ذيل تبصره يادشده است.
-3در فرض شناسايي و توقيف اموال مديون و مقدور بودن اجراي مفاد اجراييه توسط ادارات اجراي ثبت،
صرف انصراف بستانكار از وصول طلب از محل اموال توقيف شده ،موجب معافيت از پرداخت حقالاجرا نيست
و در چنين فرضي ،وفق ماده 158آييننامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازمالاجرا و طرز رسيدگي به شكايت از
عمليات اجرايي مصوب 1387/6/11با اصلاحات و الحاقات بعدي ،حقالاجرا وصول ميشود.
شايسته ذكر است ،به موجب ماده 98قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مصوب 1380با اصلاحات و
الحاقات بعدي كه به موجب بند »پ« ماده 120قانون برنامه پنج ساله هفتم پيشرفت جمهوري اسلامي ايران
مصوب ،1402در طول اجراي برنامه هفتم تنفيذ شده است»چنانچه زوجه پس از صدور اجراييه در خصوص
وصول مهريه و لازمالاجرا شدن )اعم از اجراييه اسناد رسمي و آراء محاكم و مراجع قضايي( به هر علت از ادامه
عمليات اجرايي منصرف شود از پرداخت نيمعشر دولتي معاف خواهد بود«.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه