نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۷۱ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۷

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۷۱ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۷، شماره پرونده ۱۴۰۴-۱۶۸-۲۷۱، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۲۷۱تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۷شماره پرونده ۱۴۰۴-۱۶۸-۲۷۱ ـ كآذر ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۲۷۱ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۷

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

وفق ماده 296قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392شعب دادگاه كيفري يك داراي رئيس و دو مستشار
است كه با حضور دو عضو نيز رسميت مييابد و در صورت عدم حضور رئيس ،رياست دادگاه به عهده عضو
مستشاري است كه سابقه قضايي بيشتري دارد؛ به موجب تبصره 2همين ماده ،دادرس عليالبدل حسب مورد
ميتواند به جاي رئيس يا مستشار انجام وظيفه كند .همچنين با انتخاب رئيس كل دادگستري استان ،عضويت
مستشاران دادگاههاي تجديدنظر در دادگاه كيفري يك و دادگاه انقلاب در مواردي كه با تعدد قاضي رسيدگي
مي كند بلامانع است .در خصوص مقرره فوق ،به نظر ميرسد هر چند حضور مستشاران؛ اعم از مستشار داراي
سابقه خدمت بيشتر يا كمتر در جلسات رسيدگي دادگاه الزامي است؛ اما اداره جلسه فقط با رئيس شعبه و در
غياب وي با مستشار ارشد است و مستشار با سابقه كمتر ،علاوه بر عدم تكليف ،حق رياست و اداره جلسه را
ندارد .همچنين وفق ماده 389قانون يادشده قانون پس از اتمام مهلت اعم از آنكه ايراد و اعتراضي واصل شده
يا نشده باشد ،مدير دفتر ،پرونده را به دادگاه ارسال ميكند .رئيس دادگاه ،پرونده را شخصاً بررسي و گزارش
جامع آن را تنظيم و يا به نوبت به يكي از اعضاي دادگاه ارجاع ميكند .عضو مذكور حداكثر ظرف 10روز،
گزارش مبسوط راجع به اتهام و ادله و جريان پرونده را تهيه و تقديم رئيس ميكند.
از اين حكم قانوني چنين مستفاد است كه تهيه گزارش پرونده براي تشكيل جلسه مقدماتي دادگاه ضروري است
و اين گزارش توسط رئيس دادگاه تهيه ميشود و فقط در صورت ارجاع پرونده به يكي از مستشاران؛ اعم از
ارشد يا داراي سابقه كمتر براي تهيه گزارش مهلت قانوني تعيين شده است؛ در غير اين صورت ،تكليفي متوجه
مستشاران نيست .همچنين وفق ماده 395قانون يادشده ،در دادگاه كيفري يك و نيز در تمام مواردي كه رسيدگي
مرجع قضايي با قضات متعدد پيشبيني شده باشد ،رأي اكثريت تمام اعضاء ملاك است .نظر اقليت بايد به طور
مستدل در پرونده درج شود .در صورتي كه نظر اكثريت به شرح فوق حاصل نشود ،يك عضو مستشار ديگر
توسط مقام ارجاع اضافه ميشود .از اين حكم چنين مستفاد است كه مستشاران و رئيس دادگاه در امر مشورت
و اظهار نظر؛ اعم از موافق يا مخالف از حق برابر برخوردارند و در صورت مخالف بودن هر يك آنها؛ اعم از
رئيس يا مستشاران بايد نظر مخالف خود را به صورت مستدل مكتوب و در پرونده درج كنند .در ماده 397

قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392نيز پيشبيني شده است كه قضات دادگاه كيفري يك ميتوانند با اجازه
رئيس دادگاه از طرفين و وكلاي آنان ،شهود ،اهل خبره و دادستان پرسش كنند .از نص اين ماده چنين برداشت
ميشود كه هرچند حضور مستشاران در جلسه رسيدگي الزامي است؛ اما مستشاران دادگاه كيفري يك؛ اعم از
مستشاري كه داراي سابقه بيشتر و يا سابقه كمتر است ،در صورت عدم اجازه رئيس دادگاه حتي اجازه مطرح
كردن پرسشهايي را كه ضروري ميداند ،ندارد.
توضيح آنكه به موجب ماده ) 404اصلاحي (1394قانون يادشده ،اعضاي دادگاه پس از اعلام ختم رسيدگي با
استعانت از خداوند متعال ،تكيه بر شرف و وجدان و با توجه به محتويات پرونده ،مشاوره مينمايند و در همان
جلسه و در صورت عدم امكان ،در اولين فرصت و حداكثر ظرف مدت يك هفته مبادرت به صدور رأي ميكنند.
در صورتي كه بين اعضاي د ادگاه اتفاق نظر حاصل نشود ،رأي اكثريت معتبر است .انشاي رأي به عهده رئيس
دادگاه است؛ از حكم اين ماده چنين مستفاد است كه مستشاران در صورت حضور رئيس دادگاه فقط تكليف
حضور در جلسه دادگاه ،مشاوره و اعلام نظر موافق و امضاء پيش نويس و رأي صادره و يا مخالفت و مكتوب
كردن نظريه و استدلال خود را دارند و در صورتيكه رئيس دادگاه غايب باشد و يا آنكه جزء اقليت باشد ،وظايف
وي به عهده مستشار با سابقه بيشتر و به اصطلاح ارشد است و در هر صورت ،مستشاري كه داري سابقه كمتر
است ،نه تنها تكليفي ندارد؛ بلكه بدون اجازه رئيس دادگاه ،اجازه اداره و رياست جلسه رسيدگي ،سؤال از
اصحاب پرونده و وكلا و شهود و تهيه پيشنويس يا انشاء رأي را ندارد .نتيجه آنكه ،از مواد قانوني فوقالذكر
ميتوان اين نتيجه را حاصل دانست كه تكليف اختصاصي مستشار با سابقه كمتر ،صرفاً محدود به انجام وظايف
قانوني محوله؛ مشتمل بر مشاركت فعال و حضور در جلسات رسيدگي و در صورت اجازه رئيس ،سؤال و انجام
تحقيقات؛ شركت در جلسات شعب ديگر براي رسميت پيدا كردن جلسه شعبه پس از درخواست شعبه و تعيين
به عنوان مستشار و ارجاع توسط سرپرست يا معاون ارجاع دادگاههاي كيفري يك؛ مشاوره و اظهار نظر حقوقي
و مكتوب كردن نظر قضايي پس از ختم رسيدگي در صورتي كه در اقليت باشد؛ تنظيم گزارش در مهلت قانوني
ده روزه؛ در صورت ارجاع پرونده توسط رئيس شعبه؛ انشاء و نگارش رأي صرفاً در غياب تمامي مقامات ارشد
است كه وفق نص ماده 296همان قانون اين امر ممكن نيست.
با عنايت به مراتب و توضيحات پيشگفته ،خواهشمند است به پرسشهاي زير

پاسخ

دهيد:

-1با توجه به نص ماده 389قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،1392آيا رئيس شعبه در تقسيم و ارجاع
پروندهها براي اظهارنظر يا تهيه گزارش به مستشاران؛ بويژه مستشار با سابقه كمتر ،تكليف قانوني دارد و آيا اين
موضوع در حدود صلاحديد وي است؟ در اين خصوص ،مسئوليت قانوني رئيس شعبه چيست؟
-2در صورت عدم ارجاع پرونده يا عدم ارجاع به تعداد كافي در طول سال و ايام حضور مستشار در شعبه
توسط رئيس شعبه ،تكليف و مسئوليت مستشار چيست؟
-3در صورتي كه بهرغم گزارش كتبي و اعلام عدم ارجاع پرونده توسط مستشار به سرپرست دادگاههاي كيفري
يك ،تهيه گزارش از مستشار مطالبه نشده باشد ،آيا هيأت بازرسي يا ارزشيابي و يا دادسراي انتظامي ميتواند
مستشار را به علت عدم ارائه گزارش مؤاخذه يا براي وي امتياز منفي منظور كند؟
-4نظر اداره محترم حقوقي در خصوص روش و شاخصهاي ارزشيابي مستشار با سابقه كمتر كه امكان نگارش
رأي يا انشاي رأي براي وي فراهم نشده است ،چيست؟ آيا اين موضوع ميتواند موجب محروميت از ارتقا شود
و يا آنكه بايد براي آن راهكار خاصي در نظر گرفت؟
-5بر اساس ماده 404قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392كه انشاي رأي را صرفاً به رئيس دادگاه يا در
غياب وي به مستشار با سابقه بيشتر واگذار كرده است ،شيوه ارزشيابي مستشار با سابقه كمتر در عمل چيست؟
-6آيا معيار ارزشيابي مستشار با سابقه كمتر ،صرفاً بر اساس ايفاي تكاليف مقرر قانوني مانند شركت در جلسات
رسيدگي ،مشاوره و اظهارنظر و تهيه گزارش )در صورت ارجاع رئيس شعبه( خواهد بود؟
-7در فرضي كه به دلايلي از جمله عدم ارجاع يا عدم اجازه شركت در انشاي رأي به مستشار با سابقه كمتر،
عملاً وي فاقد سابقه عملي براي ارتقا شود ،تكليف ارزشيابي او و حق اعتراض وي چگونه خواهد بود؟
-8با عنايت به منع صريح ماده 404قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،1392آيا واحد نظارت و بازرسي،
بازرس دادگستري استان ،سرپرست مجتمع قضايي ،معاون ارجاع ،رئيس شعبه يا هيأت ارزشيابي قضات استان
و يا دادسراي انتظامي قضات ميتوانند مستشار با سابقه كمتر را ملزم به انشاي رأي نمايند و يا بابت عدم انشاء
رأي ،ارزشيابي منفي بدهند يا اقدام انتظامي انجام دهند؟ آيا اساساً اين درخواست يا ارزيابي ،وجاهت قانوني
دارد؟
-9آيا مطابق قانون و رويه دادسراي انتظامي ،ميتوان صرفاً به دليل عدم انشاء رأي توسط مستشار با سابقه
كمتر )برخلاف نص ماده 404قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،(1392صلاحيت علمي ،تجربي يا قضايي وي
را زير سؤال برد و يا با توسل به اين موضوع ،در فرآيند ارزيابي علمي ،امتياز منفي لحاظ كرد؟

-10چنانچه در فرآيند ارزشيابي قضات ،از مستشار با سابقه كمتر خواسته شود بهرغم تصريح ماده 404يادشده،
مبادرت به انشاي رأي كند و يا گزارش رأي ارائه دهد ،تكليف قانوني اين مستشار و صحت يا سقم اقدام هيأت
ارزشيابي چيست؟
-11آيا مستشار با سابقه كمتر در دادگاه كيفري يك مكلف به نگارش رأي است؟
-12آيا ارزشيابي مستشار داراي سابقه كمتر صرفاً بايد بر اساس حضور وي در جلسات ،اظهار نظر حقوقي و
تهيه گزارش در صورت ارجاع باشد؟
-13در صورتي كه نگارش رأي بر خلاف ماده 404قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392درخواست شود،
آيا مي توان بابت عدم نگارش رأي امتياز منفي اعمال كرد؟ وظيفه و حقوق قانوني مستشار داراي سابقه خدمت
كمتر چيست؟
-14چنانچه مسؤول ارزيابي يا دادسراي انتظامي قضات ،بدون رعايت حكم قانون از مستشار با سابقه كمتر
مطالبه اي داشته باشد ،مرجع رسيدگي به اعتراض به اين درخواست ،كدام است؟
-15با عنايت به نص ماده 404پيشگفته و فرض سؤالات هشتم ،نهم ،دهم ،سيزدهم و چهاردهم ،چنانچه
گزارشي با عنوان ترك فعل به سبب عدم انشاء رأي به مراجع نظارتي يا دادسراي انتظامي قضات ارسال شود،
آيا اين امر از مصاديق تكليف مالايطاق و گزارش خلاف واقع موضوع ماده 698قانون مجازات اسلامي )تعزيرات
مصوب (1375است؟
ﭘاسﺦ:
-1وظيفه و اختيار رئيس دادگاه كيفري يك در تهيه گزارش جامع پرونده همان است كه در ماده 389قانون
آيين دادرسي كيفري مصوب 1392در عبارت »رئيس دادگاه پرونده را شخصاً بررسي و گزارش جامع آن را
تنظيم و يا به نوبت به يكي از اعضاي دادگاه ارجاع ميكند« آمده است و در صورت ارجاع به ديگر اعضاي
دادگاه )مستشاران دادگاه كيفري يك( ،رعايت نوبت الزامي است.
-2از قسمت اخير ماده يك قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392و اصل قانوني بودن دادرسي كيفري
موضوع ماده 2اين قانون ،چنين مستفاد است كه تكليف مستشار داد گاه كيفري يك همان است كه از جمله در
مقررات مربوط به رسيدگي به دادگاه كيفري يك )فصل چهارم قانون يادشده؛ مواد 382به بعد اين قانون( آمده
است.

3تا 10و 12تا -14اولاً ،با عنايت به ماده يك قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392و صدر ماده 2اين
قانون ،اشخاص و مقامات قضايي و وظايف و اختيارات آنان تابع اصل كلي حاكميت قانون و اصل قانوني بودن
دادرسي كيفري است و تكليف قانوني مستشار دادگاه كيفري يك ،تابعي از اين اصل است.
ثانياً ،بررسي و نقد شاخصهاي ارزشيابي رفتار و عملكرد قضات و معيارهاي آن و ارتقاء مقامات قضايي از
حيطه وظايف اداره كل حقوقي خارج است و مطابق ماده 12قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب 1390و
آييننامه اجرايي اين قانون مصوب 1395/2/25و دستورالعمل ترفيع دارندگان پايه قضايي مصوب
1398/12/24رفتار ميشود.
-11كيفيت صدور رأي و نقش مستشار دادگاه كيفري يك در رسيدگي و انشاء رأي همان است كه در مقررات
مربوط به كيفيت رسيدگي و صدور رأي در دادگاه كيفري يك؛ از جمله مواد 404و 395قانون آيين دادرسي
كيفري مصوب 1392آمده است.
-15اولاً ،گزارش خلاف واقع و مغرضانه قضات نسبت به يكديگر ،وفق بند يك ماده 17قانون نظارت بر رفتار
قضات مصوب ،1390تخلف انتظامي است.
ثانياً ،تشخيص مصداق جرايم و انطباق رفتار ارتكابي با قانون بر عهده مقامات قضايي رسيدگي كننده است و از
وظايف اداره كل حقوقي خارج است.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه