نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۴۴۱ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۴۴۱ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶، شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۴۴۱، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۴۴۱تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۴۴۱ ـ حاردیبهشت ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۴۴۱ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

-١در صورتي كه طرفين در مرحله اجراي احكام مطابق ماده ٤٠قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦در
مورد نحوه اجراي حكم مانند تقسيط مهريه توافق كند ،آيا محكوم له )زوجه( مي تواند به رغم اجراي مفاد توافق از
سوي محكومعليه ،به استناد تبصره يك ماده ١١قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ،١٣٩٤براي
استيفاي بخش اجرا نشده طلب خود ،اموال مديون را توقيف كند؟
-٢در فرض سؤال چنانچه پس از توافق ،اموال قابل توجهي به محكومعليه برسد؛ مانند پاداش پايان خدمت يا
اموال ناشي از ارث ،آيا محكومله ميتواند استيفاي طلب خود از محل اين اموال را به سبب آنكه در زمان توافق
اوليه مورد لحاظ نبوده است ،تقاضا كند؟
-٣در هر دو فرض در صورتي كه اراده واقعي طرفين محل ترديد باشد ،آيا رفع ابهام و كشف اراده واقعي طرفين
بر عهده قاضي اجراي احكام است و وي مي تواند براي اين منظور شهادت گواهان را استماع ن مايد و يا ادله ديگر
را بررسي كند و بر اساس آن اتخاذ تصميم نمايد و يا آنكه خارج از صلاحيت قاضي اجراي احكام است؟
-٤در صورت سكوت توافق در خصوص منتفي شدن استيفاي بخش اجرا نشده محكوم به از اموال محكومعليه با
تقسيط محكومبه و عدم توجه طرفين در زمان عقد به اين امر و قابل احراز نبودن اراده آنها با توسل به ادلهاي مانند
شهادت گواهان ،تكليف قاضي اجراي احكام مدني در برابر درخواست محكومله چيست؟

پاسخ

ديدگاه نخست:
در فرض سؤال كه طرفين در اجراي ماده ٤٠قانون اجراي احكام مدني مصوب ١٣٥٦در مورد نحوه اجراي حكم
چنين توافق كردهاند كه محكومبه ،به نحو اقساط پرداخت شود ،اجراي احكام موظف است تا زماني كه توافق باقي
است ،حكم را مطابق مفاد توافق اجرا كند و موضوع از تبصره يك ماده ١١قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي

مصوب ١٣٩٤منصرف است كه تقسيط به حكم دادگاه و در مقام رسيدگي به دعواي اعسار انجام شده است؛ بنابراين،
پاسخ به ديگر پرسشهاي مطرح شده ،منتفي است.
ديدگاه دوم:
٣ ،٢ ،١و -٤در فرض سؤال ،هرگاه طرفين وفق ماده ٤٠قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦در مرحله
اجراي حكم در خصوص نحوه اجراي حكم )تقسيط مهريه( توافق كنند ،در حقيقت در خصوص شيوه و چگونگي
اجراي حكم توافق نمودهاند و در مقام اجراي حكم وفق ماده يادشده و توافق طرفين رفتار ميشود؛ بنابراين ،توقيف
اموالي كه در زمان توافق موجود بوده و طرفين نسبت به آن آگاه بودهاند ،امكانپذير نيست؛ اما چنانچه مالي از
محكومعليه معرفي شود كه در زمان توافق وجود نداشته است ،اين امر مانع از استيفاي بخش اجرا نشده آن ،از
اموال به دست آمده يا مطالبات وي نيست؛ زيرا توافق طرفين ناظر به وضع مالي محكومعليه در زمان توافق است؛
مگر آنكه براي دادگاه قصد طرفين مبني بر تقسيط دين به طور مطلق و صرفنظر از وضع مالي محكومعليه احراز
شود كه در اين صورت ،استيفاي بخش اجرا نشده آن از اموال محكومعليه جايز نيست و محكومله فقط ميتواند
نسبت به آن مقدار از اقساط كه موعد آن فرا رسيده است ،مال معرفي كند .در هر صورت ،احراز اراده طرفين و
حدود و ثغور آن و استناد به هرگونه اد له ابرازي ،بر عهده مرجع قضايي مربوط است و در صورتي كه در خصوص
حدود و ثغور توافق طرفين ،اختلاف ايجاد شود ،مدعي بايد مطابق مقررات عام آيين دادرسي مدني در دادگاه صالح
دعواي مقتضي اقامه كند .بديهي است پس از صدور حكم قطعي ،واحد اجراي احكام وفق مفاد آن ،اقدام خواهد
كرد.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه