همانگونه كه مستحضريد به موجب بند 14ماده 3قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد
معين مصوب 1373با اصلاحات و الحاقات بعدي ،در صورتي كه قيمت خواسته در دعاوي مالي در موقع تقديم
دادخواست مشخص نباشد مبلغ دو هزار ريال ،تمبر الصاق و ابطال ميشود )اين مبلغ بعداً افزايش يافته است( و
بقيه هزينه دادرسي بعد از تعيين قيمت خواسته و صدر حكم دريافت خواهد شد .دادگاه مكلف است قيمت
خواسته را پيش از صدور حكم مشخص كند -1 .چنانچه دادگاه براي عمل به تكليف قانوني مذكور و تعيين
قيمت خواسته قرار ارجاع امر به كارشناسي صادر كند و خواهان از پرداخت دستمزد كارشناسي خودداري كند
و تعيين قيمت خواسته ممكن نشود ،با توجه به اينكه تعيين قيمت خواسته از امور موضوعي و در عين حال
تخصصي است ،از لحاظ قانوني چه راهكاري براي تعيين قيمت خواسته وجود دارد؟ آيا راهكار ديگري غير از
ارجاع امر به كارشناسي براي تعيين قيمت خواسته وجود دارد؟ -2با توجه به اينكه با لحاظ بند »الف« ماده
331قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ،1379ميزان ارزش خواسته در
قابليت يا عدم قابليت تجديد نظرخواهي نسبت به رأي صادره از سوي دادگاه بدوي مؤثر است ،در فرض مذكور
كه تعيين قيمت خواسته ممكن نشده است معيار پرداخت هزينه تجديد نظرخواهي چيست؟ آيا رأي صادره )قرار
ابطال دادخواست( با توجه به اصل قطعيت آرا ،قابل تجديد نظر است؟
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۴۷۵ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
استعلام
پاسخ
-1اولاً ،از بند 14ماده 3قانون نحوه وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب
1373با اصلاحات و الحاقات بعدي چنين مستفاد است كه در هر صورت ،دادگاه بدوي بايد پيش از صدور
حكم نسبت به تعيين بهاي خواسته اقدام و پس از صدور حكم بلافاصله دستور اخذ هزينه دادرسي را صادر كند؛
زيرا تعيين بهاي خواسته در قابليت تجديد نظر يا عدم آن و نيز ميزان هزينه تجديد نظرخواهي مؤثر است.
ثانياً ،قرار كارشناسي كه در اجراي بند 14ماده 3قانون پيشگفته و به منظور تعيين ميزان خواسته صادر ميشود،
به سبب آنكه در مقام رسيدگي دادگاه و جمعآوري ادله نميباشد ،قرار قرينه تلقي نميشود و در صورت عدم
ايداع دستمزد كارشناس از سوي خواهان ،ضمانت اجراي مذكور در ماده 259قانون آيين دادرسي دادگاههاي
عمومي و انقلا ب در امور مدني مصوب ) 1379ابطال دادخواست به وسيله دادگاه( نيز قابل اعمال نيست؛ بلكه
هرگاه خواهان در اين باره اقدام نكند ،از آنجا كه به لحاظ عدم ايداع دستمزد كارشناسي ،تعيين بهاي خواسته كه
از وظايف خواهان است ميسر نشده است ،دادگاه پرونده را به دفتر اعاده ميكند تا وفق ماده 54آن قانون اقدام
شود.
ثالثاً ،كارشناس در مقام تعيين بهاي خواسته ،بايد صرفنظر از عامل ورود خسارت ،خسارت ادعايي خواهان را
مطابق قرار صادره توسط دادگاه تعيين كند و در صورتي كه به نظر كارشناس خسارتي وارد نشده باشد ،به نظر
ميرسد به سبب ممكن نبودن اعمال بند 14ماده 3قانون فوقالذكر ،دفتر بايد به دستور دادگاه ،اخطار رفع نقص
مبني بر تقويم خواسته خطاب به خواهان صادر كند.
-2همانگونه كه در پاسخ سؤال يك آورده شد ،در فرض استعلام به دليل مشخص نبودن بهاي خواسته و نقص
دادخواست امكان رسيدگي و صدور رأي فراهم نيست؛ بر اين اساس ،دادگاه بايد پرو نده را به دفتر شعبه اعاده
كند تا وفق ماده 54قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379اقدام شود؛
بنابراين ،در چنين فرضي صدور رأي و در نتيجه ،تجديد نظرخواهي از آن ،موضوعاً منتفي است.
دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه