نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶، شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۵۳۲، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۵۳۲تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۵۳۲ ـ حاردیبهشت ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۲/۲۶

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

با توجه به لزوم اعمال تسري حكم اعسار نسبت به محكومله و محكومعليه واحد در خصوص محكوميتهاي متعدد
)موضوع ماده ١٨آييننامه اجرايي نحوه محكوميتهاي مالي مصوب ،(١٣٩٩/٦/١٨خواهشمند است به پرسشهاي
زير پاسخ دهيد:
اولاً ،چنانچه جنس محكوميتها متفاوت باشد ،نحوه تسري چگونه خواهد بود؟ مانند آنكه زوج به پرداخت مهريه
زوجه محكوم شده باشد و دادگاه با پذيرش اعسار نسبي وي ،حكم به پرداخت سالانه يك سكه بهار آزادي صادر
كند؛ در اين فرض ،حكم تقسيط مهريه به محكوميت قطعي زوج به پرداخت مبلغي به عنوان اجرتالمثل ايام تصرف
ملك زوجه ،چگونه تسري مييابد؟
ثانياً ،چنانچه پس از پذيرش اعسار نسبي محكومعليه ،وي به جاي اعمال تسري ،دادخواست ديگري براي
محكوميت ديگر خود تقديم كند و دادگاه متوجه صدور حكم سابق نباشد و حكم به بطلان دعواي اعسار صادر كند
و حكم اخير قطعي شود ،آيا اعمال حكم مقدم مبني پذيرش اعسار وي در خصوص محكوميت ديگر نيز امكانپذير
است و يا آنكه به سبب حادث بودن امر اعسار ،وضعيت احراز شده اخير ملاك عمل ميباشد؟
ثالثاً ،با لحاظ اماره قانوني مذكور در ماده ٧قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٤و شيوههاي
اثباتي مشخص شده ،آيا متفاوت بودن محكوميتهاي مالي محكومعليه در امكان تسري مؤثر است؟ مانند آنكه،
يكي از محكوميتها مسبوق به اخذ مال باشد و محكوميت ديگر چنين نباشد.

پاسخ

اولاً ،در اجراي بخش اخير ماده ١٨آييننامه اجرايي نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ،١٣٩٩/٦/١٨مبني
بر تسري حكم اعسار يا تقسيط نسبت به احكام ديگر بين دو شخص ،واحد بودن نوع دين شرط نيست و با صدور
حكم تقسيط در خصوص يكي از محكوميتها ،اجراي همزمان دو حكم به موازات يكديگر امكانپذير نيست و پس

از پرداخت و استهلاك اقساط محكومبه تقسيط شده ،محكومبه پرونده ديگر به همان اقساط و به همان ميزان وصول
ميشود.
بر اين اساس ،در فرض سؤال كه مهريه زوجه به صورت پرداخت سالانه يك قطعه سكه تقسيط شده است ،پس از
وصول و استهلاك كامل اقساط مهريه ،محكومبه ديگر )اجرتالمثل ايام تصرف( معادل ارزش روز يك سكه ،در هر
سال وصول خواهد شد.
ثانياً ،در فرض سؤال كه پس از تقسيط محكومبه در يك پرونده ،در پرونده ديگر حكم بر بطلان دعواي اعسار همان
محكومعليه صادر شده است ،صرف نظر از آنكه به سبب حكم مقرر در ماده ١٨آييننامه اجرايي نحوه اجراي
محكوميت هاي مالي مصوب ، ١٨/٦/١٣٩٩نيازي به طرح دع واي دوم نبوده است ،از آنجا كه وفق مواد ١٦و ١٨
قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٤در صورتي از حكم اعسار و تقسيط سابق رفع اثر خواهد
شد كه دادگاه صادركننده حكم اعسار به رفع عسرت محكومعليه رسيدگي و رأي قطعي در اين خصوص صادر كند
و يا آنكه دادگاه به موجب حكم قطعي احراز كند محكوم عليه بر خلاف واقع خود را معسر قلمداد نموده است؛ در
فرض سؤال تا زماني كه از حكم اعسار سابق به شرح مذكور رفع اثر نشده باشد ،صرف صدور حكم بطلان دعواي
اعسار در پرونـده دوم ،مانع اجراي حكم اعسـار به نحو تقسيـط محـكومبه در پرونده اول و تسـري آن به ديـگر
محكوميتها نيست؛ مگر آنكه حكم به بطلان دعواي اعسار كه مؤخر بر حكم اع سار نسبي است ،متضمن احراز رفع
عسرت محكومعليه به طور كلي و يا جزئي باشد كه تشخيص آن امري مصداقي و بر عهده مرجع قضايي مربوط
است.
ثالثاً ،صرف نظر از آنكه شرايط مقرر در ماده ٧قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٤در خصوص
شيوه اثبات اعسار با توجه به تفاوت نوع دين ،مربوط به جريان دادرسي و زمان صدور حكم است كه مؤثر در
پذيرش يا عدم پذيرش ادعاي اعسار است ،در فرض سؤال كه اعسار به نحو تقسيط پذيرفته شده است ،با لحاظ
شرايط مقرر در ماده ١٨آيين نامه يادشده ،تفاوت نوع دين در تسري حكم اعسار يا تقسيط به ديگر محكوميتها
مؤثر نيست.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه