نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۹ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۹ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴، شماره پرونده ۱۴۰۴-۲۵-۵۳۹، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۵۳۹تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴شماره پرونده ۱۴۰۴-۲۵-۵۳۹ ـ كتیر ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۳۹ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

-١شخصي به اتهام نگهداري مواد مخدر به هجده ماه حبس تعزيري از طريق آزادي تحت نظارت سامانههاي نظارت
الكترونيكي )پابند( محكوم شده است .در ايام تحمل حبس به ترتيب يادشده مرتكب جرم سرقت شده و دادگاه كيفري دو
وي را به تحمل يك سال حبس در زندان بسته )بدون نظارت الكترونيكي( محكوم كرده است .با توجه به ماده ٢٣٩آييننامه
اجرايي سازمان زندان ها و اقدامات تأميني و تربيتي مصوب ١٤٠٠/٢/٢٠با اصلاحات و الحاقات بعدي ،آيا اجراي حكم
محكوميت به حبس تحت نظارت سامانههاي نظارت الكترونيكي )مربوط به مواد مخدر( مقدم در اجراست و يا آنكه
محكوميت به حبس مربوط به ارتكاب بزه سرقت كه بدون استفاده از پابند الكترونيكي است ،زودتر بايد اجرا شود؟
-٢چنانچه نظر بر مقدم بودن اجراي حبس با استفاده از سامانههاي يادشده است ،در فرضي كه متهم در خصوص اتهام
سرقت به دليل عجز از معرفي كفيل در بازداشت باشد ،آيا بايد بار ديگر براي نصب پابند وي اقدام شود؟
-٣در صورتيكه شخصي در حال تحمل حبس تحت نظارت سامانههاي يادشده باشد و مطابق ماده ٣قانون نحوه اجراي
محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٤بابت محكوميت به پرداخت ديه بازداشت شود ،آيا بايد پس از تحمل حبس با پابند
الكترونيكي جلب و به زندان معرفي شود و يا با توجه به حقالناس بودن محكوميت مالي ،براي تحمل حبس از بابت
محكوميت به پرداخت ديه به زندان معرفي ميشود؟
-٤در صورتيكه شخصي به مجازات حبس با استفاده از سامانههاي نظارت الكترونيكي و لغو تعليق مجازات قبلي محكوم
شود و مجازات لغو تعليق شده ،بدون استفاده از سامانههاي مذكور باشد ،كدام يك از مجازاتها زودتر اجرا ميشود؟
-٥آيا دستور اخذ وجهالكفاله ،علاوه بر كفيل بايد به محكومعليه نيز ابلاغ شود؟
-٦در صورتي كه محكومعليه بابت ارتكاب جرم اول به هجده ماه حبس تعزيري و بابت ارتكاب جرم دوم به دوازده ماه
حبس تعزيري محكوم شود و دادگاه در رأي اجراي مجازات اشد )هجده ماه( را به ده ماه كاهش دهد و تغييري در مجازات
جرم دوم انجام ندهد ،آيا مجازات ده ماه بايد اجرا شود يا مجازات دوازده ماه حبس؟
-٧در صورتي كه محكومعليه بابت جرم اول به هجده ماه حبس تعزيري و بابت جرم دوم به دوازده ماه حبس تعزيري
محكوم شود و با اعمال ماده ٤٨٣قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢مجازات هجده ماه حبس وي به ده ماه كاهش

يابد ،با توجه به اختلاف ديدگاه در خصوص عبارت تقليل »قانوني« در ماده ١٣٤قانون مجازات اسلامي مصوب ،١٣٩٢
آيا مجازات ده ماه حبس ،اشد و قابل اجرا است و يا مجازات دوازده ماه؟

پاسخ

-١با توجه به مواد ٥٥٥و ٥٥٦قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ١٣٩٢و مواد ٦٢و ٤٤قانون مجازات اسلامي
مصوب ١٣٩٢و فلسفه وضع ماده ٦٢اين قانون و روح حاكم بر آن و با عنايت به ارجاع شرايط آزادي تحت
نظارت سامانههاي الكترونيكي به شرايط مقرر براي تعويق مراقبتي ،در صورتي كه محكومعليه در مدت آزادي
تحت نظارت اين سامانهها مرتكب جرم عمدي تا درجه هفت شود ،بايد مطابق مفاد ماده ٥٤قانون مجازات اسلامي
مصوب ١٣٩٢نسبت به لغو آن اقدام شود.
-٢با توجه به پاسخ فوق ،پاسخ به اين پرسش منتفي است.
-٣بازداشت موضوع ماده ٣قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ،١٣٩٤ماهيت مجازات ندارد و صرفاً
اقدامي اجرايي براي الزام محكوم عليه به ايفاي تعهد مالي )از جمله پرداخت ديه( محسوب مي شود؛ بر اين اساس،
در فرض سؤال محكومعليه بايد به زندان معرفي شود و در اجراي ماده ٢٤١آييننامه اجرايي سازمان زندانها و
اقدامات تأميني و تربيتي كشور مصوب ١٤٠٠/٢/٢٠رئيس محترم قوه قضاييه با اصلاحات و الحاقات بعدي ،ايامي
كه در زندان سپري ميشود جزو مدت محكوميت وي تحت نظارت سامانههاي الكترونيكي محاسبه ميشود و در
صورتي كه موجبي براي ادامه بازداشت وي در اجراي قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي نباشد ،مجازات
آزادي وي تحت نظارت سامانههاي يادشده ادامه مييابد.
-٤صرف نظر از اينكه سؤال ابهام دارد و ميتواند داراي فروض مختلف باشد ،چنانچه محكوميتهاي قطعي مشمول
جرايم متعدد تعزيري است ،وفق بند »ت« ماده ) ١٣٤اصلاحي (١٣٩٩قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢با
اصلاحات و الحاقات بعدي مجازات اشد قابل اجرا است؛ در فرض تكرار جرم ،اجراي مجازات حبس قطعي بر
اجراي مجازات آزادي تحت نظارت سامانههاي نظارت الكترونيكي ،مقدم است.
-٥نظريه اكثريت اعضاي كميسيون؛
با توجه به اينكه در صورت وجود شرايط قانوني ،كفيل حق رجوع به متهم براي جبران زيان هاي وارده را دارد و
به همين سبب متهم در مورد دستور اخذ وجهالكفاله يا ضبط وثيقه ذينفع محسوب ميشود و با عنايت به اينكه اطلاق
ماده ٢٣٥قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢متهم نيز از جمله اشخاصي است كه حق اعتراض به دستور

اخذ وجهالكفاله را دارد و لازمه اعتراض ،اطلاع از مفاد دستور است و همچنين به سبب لزوم رعايت حقوق اصحاب
دعوا ،دستور اخذ وجهالكفاله بايد حسب مورد به متهم يا محكومعليه نيز ابلاغ شود.
٦و -٧با توجه به عبارت »مجازات اشد مندرج در دادنامه« ،مقصود از »مجازات اشد« در بند »ث« ماده ١٣٤
)اصلاحي (١٣٩٩قانون مجازات اسلامي ،مجازات مقرر در حكم است و نه مجازات قانوني جرم؛ با وجود اين بايد
توجه داشت كه مقنن وفق بند مذكور »تقليل يا تبديل مجازات اشد« را به يكي از علل قانوني موجب اجراي
مجازات اشد بعدي دانسته است كه شامل تخفيف مجازات به موجب قانون موضوع بند »ب« ماده ١٠قانون مجازات
اسلامي مصوب ١٣٩٢مي باشد و منصرف از مواردي است كه با اعمال كيفيات مخففه توسط دادگاه )تخفيف قضايي(،
مجازات اشد كاهش يابد وگرنه با فلسفه وضع مقررات ناظر به تخفيف قضايي مجازات كه به موجب بند »خ« ماده
١٣٤قانون يادشده در موارد تعدد جرم نيز تجويز شده است ،در تعارض خواهد بود؛ بنابراين ،چنانچه با اعمال ماده
٤٨٣قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢مجازات اشد كاهش يابد يا تبديل شود ،همان مجازات كاهشيافته
يا تبديلشده اجرا مي شود و موجب قانوني براي اجراي مجازات اشد بعدي وجود ندارد .با عنايت به مراتب
پيشگفته ،پاسخ به پرسشهاي شماره ٦و ٧مشخص است.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه