نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۷۸ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۷۸ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۳، شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۵۷۸، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۵۷۸تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۳شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۵۷۸ ـ حخرداد ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۷۸ مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

پس از انجام مزايده و با وصول گزارش مربوطه توسط دفتر اجراي احكام مدني ،قاضي اجراي احكام مدني بدون
اتخاذ تصميم در خصوص تأييد يا رد صحت جريان مزايده پرونده را براي اتخاذ تصميم در اين خصوص نزد رئيس
شعبه صادركننده حكم ارسال نموده است .رئيس شعبه مذكور به استناد ماده ١٤٣قانون اجراي احكام مدني مصوب
١٣٥٦و مواد ١٤و ١٥قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب ١٣٧٣با اصلاحات و
الحاقات بعدي اتخاذ تصميم مقتضي در اين خصوص را در صلاحيت قاضي اجراي احكام مدني به عنوان دادرس
عليالبدل دادگاه صادركننده حكم دانسته و پرونده را براي اقدام قانوني به اجراي احكام مدني اعاده كرده است.
همچنين در پرونده ديگري با موضوع تشخيص مستثنيات دين به استناد ماده ٦٥قانون اجراي احكام مدني مصوب
١٣٥٦و مواد ٢و ٢٤قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٤و در پروندهاي ديگر در موضوع صدور
دستور ضبط وجهالكفاله و وجهالوثاقه به استناد تبصره يك ماده ٣قانون اخيرالذكر ،پس از ارسال پرونده براي اتخاذ
تصميم نزد دادگاه صادركنند ه حكم ،دستور مشابهي از سوي رئيس شعبه صادركننده حكم صادر شده است؛ پس از
آن ،قاضي اجراي احكام مدني با توجه به ذكر عبارت »دادگاه« در مواد قانوني ياد شده و با اين استدلال كه اتخاذ
تصميم در اين موارد در صلاحيت دادگاه صادركننده اجراييه است ،پروندهها را نزد رئيس شعبه صادركننده حكم
اعاده نموده است و مرجع اخير بار ديگر به استناد ماده ٦دستورالعمل ساماندهي و تسريع در اجراي احكام مدني
مصوب ١٣٩٨/٧/٢٤رئيس محترم قوه قضاييه ضمن يادآوري تكليف قانوني ،اتخاذ تصميم در موضوعات مذكور
را در صلاحيت قاضي اجراي احكام مدني دانسته است؛
با توجه به مراتب پيشگفته و با عنايت به ماده ١٤٣قانون اجراي احكام مدني مصوب ١٣٥٦و مواد ١٤و ١٥
قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب ١٣٨١و نظريه مشورتي شماره ٧/١٤٠٢/١٠٦٦
مورخ ١٤٠٣/٢/٢٢آن اداره كل ،خواهشمند است در خصوص موارد زير اعلام نظر فرماييد:

-١اتخاذ تصميم قانوني در خصوص مواردي از قبيل تأييد صحت مزايده ،تشخيص مستثنيات دين ،صدور دستور
ضبط وجهالكفاله و وجهالوثاله ،تعيين قيمت موضوع ماده ٤٦قانون اجراي احكام مدني مصوب ١٣٥٦در صلاحيت
قاضي اجراي احكام مدني است يا رئيس شعبه صادركننده اجراييه؟
-٢در صورتي كه اتخاذ تصميم در خصوص هر يك از موارد يادشده در صلاحيت قاضي اجراي احكام مدني باشد
و وي از اتخاذ تصميم در اين خصوص خودداري نموده و پرونده را براي اتخاذ تصميم مقتضي نزد رئيس شعبه
دادگاه صادركننده حكم ارسال كند ،تكليف قانوني رئيس شعبه صادركننده اجراييه و همچنين رئيس حوزه قضايي به
عنوان مدير اجراي احكام مدني ،وفق ماده ٢دستورالعمل ساماندهي و تسريع در اجراي احكام مدني مصوب
١٣٩٨/٧/٢٤چيست؟
-٣نظارت مقرر در قسمت پاياني ماده ٦دستورالعمل يادشده شامل چه حدود و مصاديقي است؟ با تفسير صحيح
اين مقرره ،نظارت يادشده چه تكاليفي براي رئيس شعبه صادركننده اجراييه ايجاد ميكند؟ آيا صرف تذكر و يادآوري
تكليف قانوني به قاضي اجراي احكام مدني كافي است يا اظهار نظر ماهوي و صدور دستور مقتضي در خصوص هر
يك از موارد يادشده )صدور دستور ضبط وجهالكفاله يا وجهالوثاقه ،اعلام شمول يا عدم شمول مستثنيات دين نسبت
به مال توقيف شده ،رد تا تأييد صحت مزايده( نيز مشمول عنوان نظارت محسوب ميشود و چنانچه با وصف
يادآوري و تذكر وظيفه قانوني ،قاضي اجراي احكام مدني در اين خصوص اقدام نكند ،آيا رئيس شعبه صادركننده
حكم با تكليفي مواجه است و چه اقدام قانوني در اين خصوص بايد انجام شود؟

پاسخ

-١اولاً ،همانگونه كه در نظريه اين اداره كل به شرح مذكور در استعلام آمده است ،به موجب ماده ٦دستورالعمل
ساماندهي و تسريع در اجراي احكام مدني مصوب ١٣٩٨/٧/٢٤رئيس محترم قوه قضاييه »پس از ارجاع پرونده
به واحد اجرا ،دادرس اجراي احكام به عنوان دادرس عليالبدل دادگاه مجري حكم ،عهدهدار كليه امور اجراي احكام
از جمله اجراي ماده ٣قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ،١٣٩٤اعطاي مرخصي محكومان مالي و
اتخاذ تصميم در خصوص اعتراض به نحوه اجرا ميباشد ،اين امر مانع از اعمال نظارت دادگاه صادركننده رأي بر
فرآيند اجراي حكم نميباشد«.؛ بنابراين ،مواردي چون احراز صحت مزايده ،دستور تمليك و معرفي نماينده براي
امضاي سند ،احراز مستثنيات دين و رسيدگي و رفع اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال توقيفي با شأن و نياز
محكومعليه و صدور قرار قبولي وثيقه يا كفالت براي آزادي يا منع بازداشت محكومعليه و دستور استيفاي محكومبه

موضوع تبصره يك ماده ٣قانون يادشده و اعمال مقررات ماده ٤٦قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦با
توجه به اينكه از امور قضايي مربوط به اجرا است ،بر عهده دادرس عليالبدل اجراي احكام مدني است.
ثانياً ،با عنايت به حكم مقرر در بند »ذ« ماده ٨آييننامه اجرايي سازمان زندانها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور
مصوب ١٤٠٠/٢/٢٠با اصلاحات و الحاقات بعدي و ماده ٢٠٦اين آييننامه ،اقدامهاي قانوني به منظور ضبط
تأمين اخذ شده براي اعطاي مرخصي محكومان مالي كه در اجراي تبصره ماده ١٩٨آييننامه مذكور و ماده ٢٥
آييننامه نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب ١٣٩٩/٦/١٨به مرخصي رفته و پس از خاتمه مرخصي مرتكب
غيبت شدهاند ،با قاضي اجراي احكام كيفري و يا هر مقام قضايي است كه وظيفه وي را انجام ميدهد.
-٢در حوزه هاي قضايي كه واحد متمركز اجراي احكام مدني ايجاد شده و داراي دادرس علي البدل اجراي احكام
است ،با ارجاع امور قضايي مربوط به اجراييه به اين مقام قضايي ،موجبي براي مداخله مستقيم دادگاهي كه حكم
زير نظر آن اجرا ميشود ،نميباشد و اين امر موجب نقض غرض است و رد و بدل شدن پرونده بين دادگاه صادركننده
حكم و واحد اجراي احكام مدني و اطاله اتخاذ تصميم در خصوص اجراي احكام ،مغاير اصل تداوم عمليات اجرايي
و فلسفه وضع دستورالعمل ياد شده است؛ اما در صورت وقوع چنين امري ،از آنجا كه رئيس حوزه قضايي ،رئيس
واحد ا جراي احكام مدني است و همچنين بر تمامي امور دادگستري مربوط نظارت اداري دارد ،ميتواند استنكاف
دادرس اجراي احكام مدني را به دادسراي انتظامي قضات اعلام كند.
-٣با توجه به پاسخ بند ،٢مقصود از نظارت دادگاه صادركننده رأي بر فرايند اجراي حكم ،موضوع بخش اخير
ماده ٦دستورالعمل يادشده ،انجام امور اجراي احكام در موارد عدم تعيين و يا عدم حضور دادرس اجراي احكام
مدني است و يا در فرض حضور دادرس اجراي احكام ،ارائه تذكر لازم در فرايند اجراي حكم است؛ بدين معني كه،
چنانچه دادگاه صادر كننده حكم از طريق مراجعه طرفين پرونده يا به هر طريق ديگر پيش از اتخاذ تصميم قاطع از
سوي دادرس اجراي احكام ،در جريان امور اجراي احكام قرار گيرد ،ميتواند موارد قانوني را به دادرس اجراي
احكام متذكر شود.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه