-1اعضاي زوج و فرد )مشمول ديه صد و يا پنجاه درصد( از بين قلب ،مغز و مخچه ،ريهها ،كليهها ،حالبها،
مثانه ،تخمدانها ،رحم ،غدد فوق كليوي ،لوزالمعده ،معده ،تيروئيد و پاراتيروئيد كدامند؟ آيا ميتوان مغز و مخچه،
قلب و كبد )اعضاي فرد( و كليهها و ريهها )اعضاي زوج( را اعضاي مشمول ديه و ديگر اعضا را مشمول ارش
دانست؟
-2در صورتيكه رحم مشمول تعريف عضو قرار گيرد ،آيا رحم زني جوان كه در سن باروري است با رحم زني
مسن كه ديگر قابليت باروري ندارد ،داراي ارزش يكسان است و هر دو داراي يك ديه كامل ميباشند؟
-3آيا آتروفي هر يك از اعضا كه با از بين رفتن عملكرد آنها همراه باشد ،حكم از بين رفتن عضو را دارد؟
-4در موارد شكستگي يا خردشدگي استخوان هاي بلند كه ديه مقدر دارند ،چنانچه در فرآيند درمان بخشي از
آنها خارج شود ،آيا بابت نقص ايجاد شده در ساختار استخوان ،ميتوان ارش مازاد را لحاظ كرد؟
-5وضعيت التيامي شكستگيهاي استخواني در اندامها ،ترقوه و ستون فقرات كه مصدوم پيش از التيام فوت
ميكند چگونه اعلام ميشود؟ )اعم از درمان شده يا درمان نشده(
-6مقصود از عبارت موضحه دنده يا موضحه ترقوه چيست؟ آيا در مواردي كه جراحت پوست در محاذات دنده
يا ترقوه باشد و به پوست نازك روي آنها برسد ،هم موضحه پوست و هم موضحه ترقوه يا دنده تعلق ميگيرد
يا فقط موضحه دنده يا ترقوه؟ اين موضوع از اين جهت واجد اهميت است كه چنانچه موضحه دنده تعلق گيرد،
جراحت سمحاق آن ناحيه دو درصد ارش است؛ اما جراحت موضحه آن بر روي دنده هاي غير محيط بر قلب،
بيست و پنج صدم درصد ديه دارد كه با عدالت قانون در تضاد است.
-7آيا جراحتي كه به پرده نازك استخوان دست يا پا مانند ناحيه ساعد برسد و آن را كنار بزند ،فقط مشمول
موضحه پوست است و يا آنكه براي موضحه استخوان هم ارش يا ديهاي متصور است؟
-8آيا در مهرههاي ستون فقرات ،جمجمه و دنده ،آسيبهايي مانند »كنده شدن تكهاي از استخوان« »ترك«
»خردشدگي« يا »نفوذ در استخوان« مصداق دارد؟ چنانچه اين آسيب ها موضوعيت دارد ،به آنها ديه تعلق
ميگيرد يا ارش؟ به چه ميزان؟
-9در بند »ب« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب ) 1392شكستگي ستون فقرات ( ديه كامل مربوط به
شكستگي ستون فقرات است يا متعلق به منفعت از بين رفته ميباشد و يا براي مجموع آنها محاسبه ميشود؟
-10در بند »پ« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب ) 1392شكستگي ستون فقرات( ،چنانچه شكستگي
ستون فقرات بيعيب درمان شود؛ اما به از بين رفتن چند منفعت )به جاي يك منفعت( منجر شود ،حكم قضيه
چيست؟ مانند آنكه حكم خسارت نهايي در فرضي كه عدم توان نشستن و راه رفتن به شكستگي ستون فقرات
منتسب شود و زوال ديگر منافع جداگانه لحاظ شود ،با زماني كه عدم توانايي كنترل ادرار به شكستگي ستون
فقرات منتسب شود و براي عدم زمان نشستن و راه رفتن جداگانه ارش تعيين شود ،متفاوت خواهد بود.
-11مقصود از خميدگي در تبصره 2ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب 1392چيست و چه ميزان از
خميدگي مدنظر است؟
-12آيا براي با عيب درمان شدن مهرههاي ستون فقرات مانند فرضي كه ارتفاع مهره كاهش يافته است ،ميتوان
ارش مازاد بر ديه شكستگي مهره )ده درصد( تعيين كرد؟
-13آيا ديه جراحت و شكستگي استخوان هاي بند انگشت به نسبت ارزش آن انگشت است و يا ارزش هر بند
انگشت؟
-14آيا شكستگي تيغه مياني بيني كه از نظر علم پزشكي شكستگي بيني محسوب ميشود ،از نظر فقهي نيز
شكستگي بيني محسوب ميشود؟
-15در شكستگي بيني كه با عيب و نقص بهبود يابد ،آيا مجموع شكستگي و عيب مشمول ارش است يا فقط
عيب آن مشمول ارش است و خود شكستگي ديه مقدر )ده درصد( دارد؟
-16با عنايت به اينكه در ناحيه فرج ،لبهاي بزرگ و كوچك و اجزاء ديگري مانند تكمه تناسلي وجود دارد،
مقصود از قطع و از بين بردن اندام تناسلي زن كدام قسمت است؟ آيا شامل ناحيه تناسلي داخلي نيز ميشود؟
-17در مواردي كه بيضه به علت آسيب وارده دچار آترو في شده و به حدي كوچك مي شود كه كارايي ندارد،
آيا از مصاديق از بين بردن بيضه است؟ چنانچه بيضه آتروفيك كه فاقد كارايي است و به مانند يك نسج زائد
شده است ،در اثر حادثه آسيب ببيند و خارج شود ،چه حكمي دارد؟
-18آيا در زنان عدم توان مقاربت )واجد ديه كامل( موضوعيت دارد و يا آنكه در زنان فقط موضوع عدم لذت
مقاربت )واجد ارش( مصداق دارد؟
-19آيا ارش صدمات و منافع زن نيز به مانند ديه ،در صورت رسيدن به ثلث يا بيشتر ،نصف ميشود؟
-20در بسياري موارد اختلال در منفعت ضبط مدفوع يا ادرار به صورت احتباس مدفوع يا ادرار است و فرد
بايد با روشي غير طبيعي مانند استفاده از انگشت يا تنقيه اجابت مزاج كند و يا با تعبيه سوند ادرار را خارج كند؛
در اين موارد در صورت عدم تخليه مدفوع پس از چند روز يا ادرار پس از چندين ساعت ،سرريز ميشود و
نشت مدفوع يا ادرار اتفاق ميافتد .آيا اين موارد مشمول ارش است يا ديه عدم توان ضبط مدفوع /ادرار تعلق
ميگيرد؟