نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۸۳ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۸۳ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹، شماره پرونده ۱۴۰۴-۱۸۷/۳-۵۸۳، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۵۸۳تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹شماره پرونده ۱۴۰۴-۱۸۷/۳-۵۸۳ ـ كبهمن ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۵۸۳ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۹

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

-1اعضاي زوج و فرد )مشمول ديه صد و يا پنجاه درصد( از بين قلب ،مغز و مخچه ،ريهها ،كليهها ،حالبها،
مثانه ،تخمدانها ،رحم ،غدد فوق كليوي ،لوزالمعده ،معده ،تيروئيد و پاراتيروئيد كدامند؟ آيا ميتوان مغز و مخچه،
قلب و كبد )اعضاي فرد( و كليهها و ريهها )اعضاي زوج( را اعضاي مشمول ديه و ديگر اعضا را مشمول ارش
دانست؟
-2در صورتيكه رحم مشمول تعريف عضو قرار گيرد ،آيا رحم زني جوان كه در سن باروري است با رحم زني
مسن كه ديگر قابليت باروري ندارد ،داراي ارزش يكسان است و هر دو داراي يك ديه كامل ميباشند؟
-3آيا آتروفي هر يك از اعضا كه با از بين رفتن عملكرد آنها همراه باشد ،حكم از بين رفتن عضو را دارد؟
-4در موارد شكستگي يا خردشدگي استخوان هاي بلند كه ديه مقدر دارند ،چنانچه در فرآيند درمان بخشي از
آنها خارج شود ،آيا بابت نقص ايجاد شده در ساختار استخوان ،ميتوان ارش مازاد را لحاظ كرد؟
-5وضعيت التيامي شكستگيهاي استخواني در اندامها ،ترقوه و ستون فقرات كه مصدوم پيش از التيام فوت
ميكند چگونه اعلام ميشود؟ )اعم از درمان شده يا درمان نشده(
-6مقصود از عبارت موضحه دنده يا موضحه ترقوه چيست؟ آيا در مواردي كه جراحت پوست در محاذات دنده
يا ترقوه باشد و به پوست نازك روي آنها برسد ،هم موضحه پوست و هم موضحه ترقوه يا دنده تعلق ميگيرد
يا فقط موضحه دنده يا ترقوه؟ اين موضوع از اين جهت واجد اهميت است كه چنانچه موضحه دنده تعلق گيرد،
جراحت سمحاق آن ناحيه دو درصد ارش است؛ اما جراحت موضحه آن بر روي دنده هاي غير محيط بر قلب،
بيست و پنج صدم درصد ديه دارد كه با عدالت قانون در تضاد است.
-7آيا جراحتي كه به پرده نازك استخوان دست يا پا مانند ناحيه ساعد برسد و آن را كنار بزند ،فقط مشمول
موضحه پوست است و يا آنكه براي موضحه استخوان هم ارش يا ديهاي متصور است؟

-8آيا در مهرههاي ستون فقرات ،جمجمه و دنده ،آسيبهايي مانند »كنده شدن تكهاي از استخوان« »ترك«
»خردشدگي« يا »نفوذ در استخوان« مصداق دارد؟ چنانچه اين آسيب ها موضوعيت دارد ،به آنها ديه تعلق
ميگيرد يا ارش؟ به چه ميزان؟
-9در بند »ب« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب ) 1392شكستگي ستون فقرات ( ديه كامل مربوط به
شكستگي ستون فقرات است يا متعلق به منفعت از بين رفته ميباشد و يا براي مجموع آنها محاسبه ميشود؟
-10در بند »پ« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب ) 1392شكستگي ستون فقرات( ،چنانچه شكستگي
ستون فقرات بيعيب درمان شود؛ اما به از بين رفتن چند منفعت )به جاي يك منفعت( منجر شود ،حكم قضيه
چيست؟ مانند آنكه حكم خسارت نهايي در فرضي كه عدم توان نشستن و راه رفتن به شكستگي ستون فقرات
منتسب شود و زوال ديگر منافع جداگانه لحاظ شود ،با زماني كه عدم توانايي كنترل ادرار به شكستگي ستون
فقرات منتسب شود و براي عدم زمان نشستن و راه رفتن جداگانه ارش تعيين شود ،متفاوت خواهد بود.
-11مقصود از خميدگي در تبصره 2ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب 1392چيست و چه ميزان از
خميدگي مدنظر است؟
-12آيا براي با عيب درمان شدن مهرههاي ستون فقرات مانند فرضي كه ارتفاع مهره كاهش يافته است ،ميتوان
ارش مازاد بر ديه شكستگي مهره )ده درصد( تعيين كرد؟
-13آيا ديه جراحت و شكستگي استخوان هاي بند انگشت به نسبت ارزش آن انگشت است و يا ارزش هر بند
انگشت؟
-14آيا شكستگي تيغه مياني بيني كه از نظر علم پزشكي شكستگي بيني محسوب ميشود ،از نظر فقهي نيز
شكستگي بيني محسوب ميشود؟
-15در شكستگي بيني كه با عيب و نقص بهبود يابد ،آيا مجموع شكستگي و عيب مشمول ارش است يا فقط
عيب آن مشمول ارش است و خود شكستگي ديه مقدر )ده درصد( دارد؟
-16با عنايت به اينكه در ناحيه فرج ،لبهاي بزرگ و كوچك و اجزاء ديگري مانند تكمه تناسلي وجود دارد،
مقصود از قطع و از بين بردن اندام تناسلي زن كدام قسمت است؟ آيا شامل ناحيه تناسلي داخلي نيز ميشود؟

-17در مواردي كه بيضه به علت آسيب وارده دچار آترو في شده و به حدي كوچك مي شود كه كارايي ندارد،
آيا از مصاديق از بين بردن بيضه است؟ چنانچه بيضه آتروفيك كه فاقد كارايي است و به مانند يك نسج زائد
شده است ،در اثر حادثه آسيب ببيند و خارج شود ،چه حكمي دارد؟
-18آيا در زنان عدم توان مقاربت )واجد ديه كامل( موضوعيت دارد و يا آنكه در زنان فقط موضوع عدم لذت
مقاربت )واجد ارش( مصداق دارد؟
-19آيا ارش صدمات و منافع زن نيز به مانند ديه ،در صورت رسيدن به ثلث يا بيشتر ،نصف ميشود؟
-20در بسياري موارد اختلال در منفعت ضبط مدفوع يا ادرار به صورت احتباس مدفوع يا ادرار است و فرد
بايد با روشي غير طبيعي مانند استفاده از انگشت يا تنقيه اجابت مزاج كند و يا با تعبيه سوند ادرار را خارج كند؛
در اين موارد در صورت عدم تخليه مدفوع پس از چند روز يا ادرار پس از چندين ساعت ،سرريز ميشود و
نشت مدفوع يا ادرار اتفاق ميافتد .آيا اين موارد مشمول ارش است يا ديه عدم توان ضبط مدفوع /ادرار تعلق
ميگيرد؟

پاسخ

-5چنانچه شخص به لحاظ صدمات وارده ،دچار شكستگي به شرح مذكور در استعلام شود و سپس به علت
ديگري فوت كند ،تا زماني كه مجنيعليه در قيد حيات بوده و شكستگي وي بدون عيب و نقص درمان نشده تا
مشمول قسمت آخر بند »الف« ماده 569قانون مجازات اسلامي مصوب 1392و ديگر مواد مربوط؛ از جمله
ماده 656و بند »ت« ماده 647اين قانون شود ،درمان شدن بدون عيب و نقص ،با توجه به سياق مواد قانوني؛
از جمله بند »الف« ماده 569قانون يادشده ،استثنايي بر ميزان ديه شكستگي است كه مستلزم اثبات آن با دليل
است؛ بنابراين ،تنها در صورتي كه در نتيجه تحقيقات قضايي احراز شود شكستگي پيش از فوت ،بدون عيب و
نقص درمان شده است ،مشمول ديه متعلقه در حالت درمان بدون عيب و نقص است.
9و -10اولاً ،از بندهاي »ب« و »ت« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب 1392چنين مستفاد است كه
قانونگذار با در نظر گرفتن درمان بي عيب شكستگي ستون فقرات ،در فرض » از بين رفتن يكي از منافع« وفق
بند »ب« اين ماده ،به پرداخت ديه كامل حكم نموده است؛ بر اين اساس ،در بند »ب« يادشده ،ديه شكستگي
ستون فقرات كه بيعيب درمان شده است با ديه زوال منفعت تداخل نموده و براي مجموع آنها يك ديه كامل
ثابت است.

ثانياً ،همانگونه كه آورده شد ،شكستگي ستون فقرات در فرضي كه بي عيب درمان شود و باعث از بين رفتن
صرفاً يك منفعت شود ،وفق بند »ب« ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب 1392موجب يك ديه كامل
است؛ اما چنانچه در نتيجه شكستگي ستون فقرات كه بيعيب درمان شده است ،بيش از يك منفعت از بين برود،
با عنايت به اصل عدم تداخل ديات و با لحاظ حكم ماده 544همين قانون ،به تعداد منافع از بين رفته مازاد يا
صدمات ديگر حسب مورد ،ديه يا ارش تعلق ميگيرد.
-11منظور از خميدگي پشت مذكور در تبصره 2ماده 647قانون مجازات اسلامي مصوب ،1392انحناي پشت
در حد محسوس است و تشخيص آن با كارشناس )پزشكي قانوني( است و ميزان خميدگي مؤثر در مقام نيست.
-13بند انگشت عضو تلقي نميشود؛ بلكه وفق ماده 641قانون مجازات اسلامي مصوب 1392هر انگشت به
عنوان يك عضو ديه مشخصي دارد )يك دهم ديه كامل( كه بين مقدار بندها تقسيم ميشود؛ بنابراين ديه جراحت
يا شكستگي بند انگشت بر اساس ديه انگشت سنجيده و محاسبه ميشود و نه ديه بندهاي انگشتان؛ زيرا مواد
569 ،568و 709قانون مجازات اسلامي مصوب 1392ناظر به عضو )انگشت( است.
-15ماده 593قانون مجازات اسلامي مصوب 1392در خصوص ديه شكستن بيني ،چهار حالت را پيشبيني
كرده است؛ در فرض سؤال كه شكستگي بيني با عيب و نقص بهبود يافته است ،وفق ماده يادشده موجب ارش
است و ارش مقرر در اين خصوص براي مجموع شكسـتگي بيني و عيـب و نقص آن است.
-16ماده 664قانون مجازات اسلامي مصوب 1392مقرر داشته است »قطع و از بين بردن هر يك از دو طرف
اندام تناسلي زن موجب نصف ديه كامل و قطع و از بين بردن بخشي از آن ،به همان نسبت ديه دارد«؛ مقصود از
حكم اين ماده ،قطع و از بين بردن دو لب )شفر( يعني دو گوشتي است كه عورت و آلت تناسلي را احاطه نموده
است و ناحيه تناسلي داخلي را شامل نميشود.
-18به موجب ماده 707قانون مجازات اسلامي مصوب » 1392از بين بردن كامل قدرت مقاربت ،موجب ديه
كامل است«؛ حكم اين ماده به صورت مطلق وضع شده است و مرد و زن را شامل ميشود .در صورتي كه صدمه
و آسيبي موجب از بين بردن كامل قدرت مقاربت زن شود؛ به گـونهاي كه امكان مقاربت و جماع را براي او
ميسر نسازد ،موجب ديه كامل است .بر اين اساس ،حكم مقرر در ماده ذكر شده ،با حكم ماده 706همين قانون
كه در صورت از بين بردن لذت مقاربت زن ،ارش را ثابت دانسته است ،متفاوت بوده و دو موضوع جداگانه
ميباشد.

-19با توجه به مواد 17و 449قانون مجازات اسلامي مصوب » ، 1392ارش« ،ديه غير مقدر است و مطابق
ماده 562اين قانون ،در »ارش« تفاوتي ميان زن و مرد نيست؛ اما ميزان ارش جنايت وارده به اعضاء و منافع
زن نبايد بيش از ديه اعضاء و منافع او باشد.
»پاسخ به ديگر پرسشها مستلزم بررسي بيشتري است و متعاقباً اعلام ميشود«.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه