نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۱۶ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۱۶ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴، شماره پرونده ۱۴۰۴-۵۳-۶۱۶، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۶۱۶تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴شماره پرونده ۱۴۰۴-۵۳-۶۱۶ ـ كتیر ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۱۶ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

نظر به اينكه طبق تبصره ٢ماده ٤١قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي،
صدور قرار وثيقه در پروندههاي قاچاق با ارزش بيش از يكصد ميليون ريال الزامي است و بر اساس حكم مقرر در
ماده ٦٠و تبصره ذيل آن جريمه نقدي از محل وثيقه سپرده شده توسط مرتكب و يا ثالث وصول ميشود و همچنين
به موجب تبصره يك ماده ٢٠اين قانون ،وصول جريمه از محل فروش وسيله نقليه توقيف شده متعلق به محكومعليه
امكانپذير است و وفق تبصره دو اين ماده رفع توقيف از اي ن وسيله نقليه تنها با توديع وثيقه نقدي به اندازه حداكثر
جريمه قانوني تخلف ارتكابي )و نه حداكثر ارزش عرفي وسيله نقليه توقيفي( امكانپذير دانسته شده است و از طرف
ديگر مراجع رسيدگي به اعمال ماده ٤٨قانون مذكور در تمامي پروندههاي قاچاق كالا و ارز مكلف شدهاند؛ اين در
حالي است كه طبق اصل برائت و آثار آن به شرح ماده ٤قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢ايجاد هرگونه
محدوديت در حقوق و آزاديهاي مشروع شهروندان ممنوع است و وفق قاعده منع مجازات مضاعف و از آنجا كه
براي يك دين محتمل )جريمه نقدي( توقيف چند مال به چندين ب رابر ارزش آن جايز نيست و در غالب موارد در
صورت اعمال تبصره يك ماده ٢٠و ماده ٤٨قانون صدرالذكر ،به دليل اعمال تبصره ٢ماده ٤١و وثيقه مأخوذه،
در نهايت پس از مدتها از اموال توقيف شده رفع توقيف به عمل ميآيد و عملاً جز ورود خسارت به صاحب مال
و در مورد اشخاص حقوقي متهم جز توقف يا اختلال در توليد و اشتغال آنها و ضرر كارگزاران واحدهاي فعال
اقتصادي عايدي ديگري ندارد ،با توجه به ارتباط مواد قانوني يادشده با اصول كلي حاكم بر دادرسي كيفري به شرح
مندرج در مواد ٢تا ٦قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢خواهشمند است به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:
-١آيا صرف اعلام ظن قاچاق از سوي مرجع كاشف براي تفهيم اتهام و اعمال تبصره ٢ماده ) ٤١اخذ وثيقه الزامي(
و ماده ) ٤٨توقيف كليه اموال منقول و غيرمنقول و حسابها و تلفن و دسترسي به سامانههاي مختلف و غيره( قانون
مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي ،پيش از آنكه مرجع رسيدگي به تحقق بزه
و انتساب آن به متهم يقين حاصل كند ،جايز است؟

-٢در صورت حضور متهم و توديع تأمين مكفي به اندازه حداكثر جريمه قانوني وفق مواد ٦٠ ،٤١و ٦٣قانون
مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي ،آيا اعمال ماده ٤٨اين قانون و توقيف
ديگر اموال محكوم عليه و يا توقيف خودروي متعلق به متهم پرونده طبق تبصره ٢ماده ٢٠اين قانون ،جايز است؟
-٣در صورت توقيف قبلي اموال و خودروي متهم طبق مستندات قانوني يادشده و سپس حضور متهم و توديع
وثيقه به اندازه حداكثر كل جريمه قانوني ،آيا ادامه توقيف اموال متهم طبق ماده ٤٨و ادامه توقيف خودرو وفق
تبصره ٢ماده ٢٠قانون ياد شده ،جايز است؟ -٤در فرض عدم جواز ادامه توقيف اموال و خودروي متهم پس از
توديع وثيقه مكفي به اندازه كل جريمه ،آيا صدور دستور آزادي اموال و خودروي توقيفي متهم منوط به صدور رأي
و قطعيت آن طبق ماده ٥٤قانون مذكور است و يا آنكه بلافاصله پس از اخذ تأمين ملكي و تأمين هدف مقنن مبني
بر تضمين وصول كل جريمه از محل وثيقه توديعي ،بايد از توقيف ديگر اموال متهم رفع اثر شود؟

پاسخ

-١نظر به اينكه مطابق ماده ٥١قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي ،در
موارد سكوت اين قانون ،قانون آيين دادرسي كيفري حاكم است؛ اخذ وثيقه موضوع تبصره ٢ماده ٤١قانون
صدرالذكر و اعمال محدوديتهاي موضوع مانند ماده ٤٨اين قانون ،فرع بر وجود دلايل بر وقوع تخلف يا بزه و
توجه اتهام به متهم به شرح مذكور در مواد ٢١٧و ٢٦٥قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ١٣٩٢است.
٢و -٣با توجه به اين كه حكم مقرر در مواد ٢٠و ٤٨قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات
و الحاقات بعدي به منظور تضمين و تأمين پرداخت جزاي نقدي موضوع محكوميت احتمالي بعدي است و با عنايت
به تبصره ٢ماده ٤١اين قانون كه صدور قرار وثيقه را الزامي دانسته و تصريح كرده است كه قرار مزبور بايد با
مجازات مقرر قانوني متناسب باشد؛ بنابراين در صورتي كه متهم از محل اموال خود يا ثالث با رعايت تبصره ٣ماده
٦٠قانون پيش گفته وثيقه سپرده باشد ،اعمال مقررات مواد ٢٠و ٤٨قانون يادشده به لحاظ تحصيل حاصل بودن
)فراهم شدن زمينه استيفاي جزاي نقدي احتمالي( ،منتفي به نظر مي رسد .بر اين اساس ،با عنايت به هدف مقنن از
وضع مواد پيشگفته و با توجه به نص تبصره ٢ماده ٢٠قانون يادشده ،پاسخ به اين پرسشها ،منفي است.
-٤با عنايت به پاسخ به پرسشهاي شماره ٢و ،٣با توديع وثيقه موضوع تبصره ٢ماده ٤١قانون مبارزه با قاچاق
كالا و ارز مصوب ١٣٩٢با اصلاحات و الحاقات بعدي به ميزان متناسب با مجازات مقرر ،با عنايت به اصل برائت

و احكام و آثار آن موضوع ماده ٤قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢اصل بيست و دوم قانون اساسي مبني
بر مصونيت اموال اشخاص از تعرض و لزوم احترام به مالكيت مشروع اشخاص و صراحت تبصره ٢ماده ٢٠قانون
پيشگفته و اينكه اصولا امر مقنن دلالت بر فور دارد نه تراخي؛ بلافاصله از وسيله نقليه توقيفشده مشمول ماده ٢٠
و يا اموال شناسايي و توقيفشده در اجراي ماده ٤٨قانون پيشگفته رفع توقيف ميشود و فرض سؤال از ماده ٥٤
اين قانون كه ناظر به استحقاق صاحب كالا به دريافت عين ،مثل و يا بهاي كالا به قيمت روز فروش در موارد صدور
رأي قطعي برائت و حكم به استرداد كالا است ،انصراف دارد.
شايسته ذكر است در مواردي مانند صدر ماده ٤٩قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز كه وسيله نقليه با احراز شرايط
مقرر در اين ماده بايد به نفع دستگاه كاشف ضبط شود ،رفع توقيف از وسيله نقليه منتفي است.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه