-١آنچه از مواد ٦و ٧قانون مدني و اصول دوازدهم و سيزدهم قانون اساسي مستفاد ميشود ،آن است كه هرچند
نسب به صراحت جزء احوال شخصيه محسوب نشده است؛ اما از متفرعات نكاح است؛ چنانچه اين استدلال صحيح
است ،در فرضي كه بين دو تبعه خارجي دعواي اثبات نسب مطرح شود ،آيا محاكم ايران صالح به رسيدگي هستند؟
-٢در صورت مثبت بودن پاسخ و صلاحيت محاكم ايران ،كدام دادگاه از حيث ذاتي و محلي صالح به رسيدگي
ميباشد؟
-٣با عنايت به اينكه اشخاص در خصوص مسائل مربوط به احوال شخصيه در حدود معاهدات تابع قوانين دولت
متبوع خود ميباشند؛ محاكم بر اساس چه قانون و يا قوانيني بايد رسيدگي و اتخاذ تصميم نمايند؟ مانند آنكه طرفين
از اتباع كشور افغانستان باشند؟ آيا بايد بر اساس موافقتنامه همكاري قضايي بين جمهوري اسلامي ايران و جمهوري
اسلامي افغانستان مصوب ١٣٨٨و قانون مدني افغانستان اقدام به صدور رأي نمود؟
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۳۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
استعلام
پاسخ
-١نسب ناشي از ولادت و موجب انتساب طفل به والدين و ترتب آثار و احكام قانوني و شرعي بر رابطه بين
طرفين است و به همين سبب در زمره احوال شخصيه قرار ميگيرد و مشمول حكم مقرر در اصول دوازدهم و
سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ،ماده ٧قانون مدني ،ماده واحده قانون اجازه رعايت احوال شخصيه
ايرانيان غير شيعه در محاكم مصوب ١٣١٢و قانون رسيدگي به دعاوي مطروحه راجع به احوال شخصيه و تعليمات
ديني ايرانيان زرتشتي ،كليمي و مسيحي مصوب ١٣٧٢قرار ميگيرد.
-٢اولاً ،در قوانين و مقررات حاكم ،منعي در رسيدگي محاكم ايران به دعاوي راجع به احوال شخصيه اتباع خارجي
مقيم در خاك ايران وجود ندارد؛ همچنين از حكم ماده ٧قانون مدني ايران كه اين دعاوي را در حدود معاهدات
تابع مقررات دولت متبوع آنان دانسته است ،صلاحيت محاكم ايران براي رسيدگي به دعاوي مذكور مستفاد ميشود.
ثانياً ،در دعواي بين اتباع خارجه مبني بر اثبات نسب مطرحشده نزد محاكم ايران ،با توجه به بند ١١ماده ٤قانون
حمايت خانواده مصوب ١٣٩١دادگاه خانواده صالح به رسيدگي است و دادگاه داراي صلاحيت محلي نيز بر اساس
عمومات و مقررات حاكم تعيين ميشود.
-٣اولاً ،دادگاه خانواده در مقام رسيدگي به دعواي اثبات نسب اتباع خارجه ،با لحاظ قوانين و مقررات حاكم؛ از
جمله مواد ٩٦٤ ،٧و ٩٧٣قانون مدني ،ماده ١٢قانون كنوانسيون مربوط به وضع پناهندگان و پروتكل آنها مصوب
١٣٥٥و با لحاظ وحدت يا اختلاف طرفين در تابعيت ،دين و مذهب ،قانون حاكم را تشخيص ميدهد و بر اساس
آن اتخاذ تصميم ميكند.
ثانياً ،در فرض سؤال ،با لحاظ بند يك ماده ١٥قانون موافقتنامه همكاري قضايي بين جمهوري اسلامي ايران و
جمهوري اسلامي افغانستان مصوب ١٣٨٨و ماده ١٧قانون مدني اين كشور ،اتباع كشور افغانستان از نظر احوال
شخصيه تابع مقررات دولت متبوع خود ميباشند؛ مگر آنكه پناهنده باشند كه در اين صورت مطابق ماده ١٢
كنوانسيون ژنو مربوط به وضع پناهندگان و پروتكل آن مصوب ،١٣٥٥احوال شخصيه آنان تابع قانون محل اقامت
است.
دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه