در موادي از قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢؛ مانند مواد ١٥٦ ،١٥٢و ١٥٨اين قانون ،قانونگذار از عباراتي
نظير »مجازات نميگردد« و »قابل مجازات نيست« استفاده كرده است؛ از آنجا كه صدور حكم به مجازات از
شؤونات دادگاه كيفري است و نه دادسرا و قانونگذار نيز از عبارت »قابليت تعقيب كيفري ندارد« يا »مسئوليت
كيفري ندارد« يا نظاير آن استفاده نكرده است ،خواهشمند است به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:
-١با فرض احراز اركان سهگانه جرم ،تكليف دادسرا چيست؟ آيا بايد قرار جلب به دادرسي صادر كند تا دادگاه
در مقام تعيين مجازات به اين مواد توجه كند و يا آنكه بايد در دادسرا نيز مورد توجه قرار گيرد؟ در حالت اخير
دادسرا چه تصميمي بايد اتخاذ كند؟
-٢چنانچه آن مرجع به صدور قرار منع تعقيب عقيده داشته باشد ،از آنجا كه اين قرار به دو جهت جرم نبودن
عمل ارتكابي و فقدان ادله كافي براي اثبات اصل وقوع جرم يا انتساب آن صادر ميشود ،در فرض سؤال ،قرار
منع تعقيب به كدام جهت بايد صادر شود؟
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۳۹ مورخ ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
استعلام
پاسخ
١و -٢با توجه به اصول و موازين حقوقي ،عوامل و شرايط مذكور در مواد ١٥٦ ،١٥٢و ١٥٨قانون مجازات
اسلامي مصوب ١٣٩٢علل موجهه جرم محسوب شده و به اين اعتبار در اين قانون از موانع مسؤوليت كيفري
محسوب و اعلام شده است كه مرتكب قابل مجازات نميباشد؛ بنابراين ،از آنجا كه جرم داراي سه عنصر قانوني،
مادي و معنوي است و علل موجهه جرم موجب زوال عنصر قانوني جرم و سلب عنوان مجرمانه آن رفتار ميشود،
با احراز شرايط ،مقام قضايي در دادسرا نيز به لحاظ جرم نبودن رفتار مرتكب بايد قرار منع تعقيب صادر كند.
دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه