نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۷۸ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۶

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۷۸ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۶، شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۶۷۸، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۶۷۸تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۶شماره پرونده ۱۴۰۴-۳/۱-۶۷۸ ـ حبهمن ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۶۷۸ مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۰۶

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

يكي از چالشهاي جدي مربوط به پروندههاي شعب اجراي احكام مدني ،نحوه اجراي مفاد ماده 96قانون
اجراي احكام مدني مصوب 1356در امر توقيف حقوق و مزاياي محكومعليه است؛ اين چالش در شهرهاي
صنعتي بسيار پررنگتر است؛ زيرا در موارد متعددي شركتهاي صنعتي و معدني و شركتهاي زيرمجموعه آنها
وجوه قابل توجهي را در قالب مزاياي غير مستمر ،پاداشهاي موردي ،مناسبتهاي خاص و نظاير آن پرداخت
ميكنند؛ در گذشته با توجه به مفاد ماده 96يادشده و نظريههاي مشورتي و رويه حاكم ،كل پاداش ،توقيف و در
حق محكومله پرداخت ميشد؛ همانگونه كه مستحضريد در حال حاضر در رأي شماره 706738مورخ
1404/3/20هيأت عمومي ديوان عدالت اداري به نظريه شوراي نگهبان استناد شده است؛ وفق اين نظريه
»اطلاق شمول حكم مذكور مبني بر پرداخت از محل مزاياي غير مستمر نسبت به حالتي كه فرد مديون معسر
باشد خلاف شرع است«؛ از مفاد اين رأي چنين استنباط ميشود كه توقيف و برداشت تمام مزاياي غير مستمر و
پاداشهاي پرداختي به محكوم عليهم؛ در شرايطي كه رأي بر اعسار صادر شده است ،خلاف نظر فقهاي شوراي
نگهبان و مقرره ديوان عدالت اداري تلقي ميشود.
با توجه به حكم ماده ) 93اصلاحي (1402قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1392با اصلاحات و الحاقات
بعدي ،خواهشمند است در خصوص چگونگي تفسير و اجراي ماده 96قانون اجراي احكام مدني مصوب 1356
و ميزان و نحوه توقيف مزاياي غير مستمر و پاداشهاي كلي و موردي محكومان موضوع اين ماده قانوني ،اعلام
نظر فرماييد.

پاسخ

صرفنظر از اينكه رأي شماره 706738مورخ 1404/3/20هيأت عمومي ديوان عدالت اداري كه بر اساس
نظريه شوراي محترم نگهبان صادر شده است ،ناظر به ماده 83آييننامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازمالاجرا و
طرز رسيدگي به شكايت از عمليات اجرايي مصوب 1387/6/11با اصلاحات و الحاقات بعدي است و نه ماده
96قانون اجراي احكام مدني مصوب ، 1356نظريه يادشده ناظر به حالتي است كه فرد »م ديون معسر« باشد؛

بنابراين ،شوراي محترم نگهبان فقط در حالتي كه فرد مديون معسر باشد ،توقيف مزاياي غير مستمر را خلاف
شرع دانسته است و بايد نظر ايشان با اين قيد مورد توجه و عمل قرار گيرد؛ بر اين اساس ،دادگاه صادركننده
حكم اعسار بايد با لحاظ مجموع وضعيت مالي مديون؛ از جمله آن بخش از حقوق و مزاياي غير مستمر مانند
اضافهكاري و بهرهوري كه به طور معمول پرداخت ميشود ،حكم اعسار صادر كند؛ همانگونهكه در تبصره ماده
9آييننامه نحوه اجراي محكوميتهاي مالي مصوب 1399/6/18رياست محترم قوه قضاييه تصريح شده است
»در مورد كاركنان مذكور كه حقوق و مزاياي آنان برداشت ميشود ،دادگاه در صدور حكم تقسيط و تعيين
اقساط ،كسر حقوق محكومعليه را مورد ملاحظه قرار ميدهد تا موجب عسر و حرج وي نگردد«؛ در هر صورت،
اين اداره كل مرجع تشخيص مصداق نيست؛ اما مراجع قضايي كه حكم زير نظر آنان اجرا ميشود و يا حكم
اعسار صادر ميكنند ،بايد اين مراتب را لحاظ و در صورت ابهام ،از دادگاه صادركننده حكم كسب تكليف نمايند.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه