نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۸۷۷ مورخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۴

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۸۷۷ مورخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۴، شماره پرونده ۱۴۰۳-۱۲۷-۸۷۷، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۴/۸۷۷تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۴شماره پرونده ۱۴۰۳-۱۲۷-۸۷۷ ـ حآبان ۱۴۰۴

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۴/۸۷۷ مورخ ۱۴۰۴/۰۸/۰۴

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

چنانچه دعواي مطروحه از توابع و ملزومات يا مربوط به امري باشد كه سابقاً به نحوي از انحاء در شعبه دادگاه
ديگري در خصوص آن اتخاذ تصميم شده است ،خواهشمند است اعلام فرماييد آيا رسيدگي به پرونده اخير نيز
بايد در همان دادگاه انجام شود و يا آنكه مطابق قواعد كلي صلاحيت با آن رفتار خواهد شد و دادگاه ديگر نيز
در صورت ارجاع ،صالح به رسيدگي است؟ آيا مي توان در اين خصوص ملاكي كلي ارائه كرد؟ به عنوان مثال،
خواهشمند است اعلام فرماييد :الف -آيا دعواي اعسار از پرداخت محكومبه در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل
رسيدگي است؟ ب -آيا دعواي تعديل اقساط محكوم به در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل رسيدگي است؟ ج -آيا
ابطال گزارش اصلاحي در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل رسيدگي است؟ د -آيا اعتراض ثالث اجرايي موضوع ماده
١٤٧قانون اجراي احكام مدني مصوب ١٣٥٦در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل رسيدگي است؟ هـ -آيا دعواي
ابطال مزايده برگزار شده در واحد اجراي احكام مدني ،در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل رسيدگي است؟ ح -آيا
دعواي ابطال اجراييه صادره موضوع ماده ٢٣قانون صدور چك مصوب ١٣٥٥با اصلاحات و الحاقات بعدي،
در شعبه ديگر دادگاه نيز قابل رسيدگي است؟

پاسخ

اولاً ،دعاوي كه به تبع امر اجرا مطرح ميشود؛ مانند دعواي ابطال مزايده ،اعسار از پرداخت محكومبه ،تعديل
اقساط و يا اعتراض ثالث اجرايي موضوع ماده ١٤٧قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦عليالاصول بايد
در همان شعبهاي مطرح شود كه اجراي رأي زير نظر آن انجام ميشود.
ثانياً ،با توجه به اينكه وفق ماده ١٨٤قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب
،١٣٧٩گزارش اصلاحي حاوي مفاد سازشنامه و موارد توافق طرفين است ،چنانچه موجبي براي ابطال صلح و
توافق آنان وجود داشته باشد ،استماع دعواي ابطال آن با منعي مواجه نيست و از آنجا كه اين دعوا ،دعواي
جديدي محسوب مي شود ،مرجع صالح براي رسيدگي به آن مطابق عمومات آيين دادرسي مدني تعيين ميشود
و در نتيجه ،الزامي به طرح آن در شعبه صادركننده گزارش اصلاحي وجود ندارد .همچنين با توجه به اينكه وفق

ماده يادشده ،گزارش اصلاحي همانند احكام دادگاهها به مورد اجرا گذارده ميشود ،با لحاظ مواد ٨و ٣١٦
همين قانون ،جلوگيري از اجراي مفاد گزارش اصلاحي تابع عمومات مربوط به اجراي احكام دادگاهها بوده و
جلوگيري از اجراي آن با صدور دستور موقت از سوي دادگاه ديگر ،موجﺐ قانوني ندارد.
ثالثاً ،به موجﺐ قسمت اخير ماده ) ٢٣اصلاحي (١٣٩٧قانون صدور چك مصوب ١٣٥٥با اصلاحات و الحاقات
بعدي ،اگر صادركننده يا قائممقام قانوني او دعوايي مانند مشروط يا بابت تضمين بودن يا تحصيل چك از طرق
مجرمانه اقامه كند ،در موارد مذكور در اين ماده ،مرجع قضايي رسيدگيكننده قرار توقف عمليات اجرايي را
صادر ميكند؛ بنابراين از آنجايي كه موضوع دعوا يا شكايت حسﺐ مورد در مرجع قضايي ذيصلاح حقوقي يا
كيفري طرح مي شود ،اقامه دعواي مستقل يا توأمان ابطال اجراييه موضوعاً منتفي است.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه