نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۵/۱۱۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

متن کامل استعلام و پاسخ نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۵/۱۱۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴، شماره پرونده ۱۴۰۵-۸۸-۱۱۲، در بخش نظریات مشورتی کتابخانه حقوقی دادیار.

شماره نظریه ۷/۱۴۰۵/۱۱۲تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴شماره پرونده ۱۴۰۵-۸۸-۱۱۲ ـ حتیر ۱۴۰۵

نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۵/۱۱۲ مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴

مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور

استعلام

در برخي پروندههاي كيفري ،شكات از بازپرس پرونده صدور دستوري مبني بر توقف عمليات اجرايي پرونده حقوقي تا
تعيين تكليف پرونده كيفري را درخواست ميكنند؛ از جمله در پروندههايي با موضوعاتي مانند خيانت در امانت ،جعل،
سرقت ،كلاهبرداري ،تحصيل مال از طريق نامشروع و ربا كه همزمان ميان طرفين ،پروندهاي در مرجع حقوقي مطرح است
و گاهي به صدور حكم و اجراييه منجر شده است ،چنين فرضي از موارد قرار اناطه نيست.؛ از مصاديق مواد ١٤٨قانون
آيين دادرسي كيفري مصوب ١٣٩٢و ٢١٥قانون مجازات اسلامي مصوب ١٣٩٢نيست.؛ در قانون آيين دادرسي كيفري و
قانون مجازات اسلامي حكم صريحي مبني بر اخت يار بازپرس در جلوگيري از اجراي احكام حقوقي پيشبيني نشده است؛
اما نظر به اينكه ،عدم جلوگيري از اجراي حكم در برخي موارد ممكن است موجب ورود آثار و نتايجي شود كه جبران آن
متعسر يا غير ممكن باشد و همچنين ممكن است به جهات مختلف ،اتخاذ تصميم فوري از سوي مرجع حقوقي؛ از جمله
توسل به صدور دستور موقت مقدور نباشد؛ اما در پرونده كيفري قرائن و امارات به گونهاي است كه براي بازپرس ظن قوي
نسبت به وقوع جرم و ارتباط موضوع اجرايي با منشأ يا نتيجه رفتار مجرمانه حاصل شده است همچنين با توجه به تقدم
رسيدگي كيفري بر رسيدگي حقوقي و با لحاظ رسالت مرجع كيفري در كشف واقع ،حفظ حقوق اشخاص و جلوگيري از
بروز تعارض عملي ميان آثار مترتب بر رسيدگي كيفري و حقوقي ،توقف موقت عمليات اجرايي تا تعيين تكليف پرونده
كيفري در برخي فروض ضروري به نظر ميرسد؛ به ويژه در مواردي كه در صورت احراز وقوع جرم مبناي حكم حقوقي
متزلزل يا بياعتبار خواهد شد؛ مانند فرض اثبات مجعول بودن سند مستند حكم يا احراز تحصيل مجرمانه سند يا موضوع
اجراييه در پرونده حقوقي .افزون بر اين ،مقنن در قسمت اخير ماده ٢٣قانون صدور چك مصوب ١٣٥٥با اصلاحات و
الحاقات بعدي ،در فرض وجود جهاتي از قبيل مجرمانه بودن تحصيل چك يا تحصيل آن از طريق كلاهبرداري ،خيانت در
امانت ،سرقت ،جعل و مانند آن ،اصل امكان جلوگيري از ادامه عمليات اجرايي را مورد توجه قرار داده است .آيا ميتوان
از اين حكم به عنوان مؤيدي و براي اتخاذ تصميم موقت و تأميني از سوي مرجع كيفري در فرض حصول ظن قوي نسبت
به مجرمانه بودن منشأ سند يا چك مستند اجراييه استفاده كرد و از اين حكم وحدت ملاك اخذ كرد؟ همانگونه كه بازپرس
در حدود مقررات قانوني و در راستاي حفظ حقوق اشخاص در اجراي ماده ١٠٧قانون آيين دادرسي كيفري مصوب ،١٣٩٢
اختيار صدور قرار تأ مين خواسته را دارد ،در فرض وجود قرائن و امارات كافي و حصول ظن قوي نسبت به وقوع جرم و

ارتباط عمليات اجرايي پرونده حقوقي با منشأ يا نتيجه رفتار مجرمانه ،آيا ميتوان به منظور جلوگيري از خسارات غير
قابل جبران ،با اخذ ملاك از تقدم امر كيفري بر حقوقي و قسمت اخير ماده ٢٣قانون صدور چك ،اختيار مزبور را براي
مرجع كيفري استنباط نمود؟ هر چند موضوع ناظر به چك غير صيادي باشد كه نسبت به آن حكم محكوميت و اجراييه
صادر شده و به بازداشت منجر شده است؟

پاسخ

صدور هر گونه دستور يا تصميم از سوي مرجع قضايي كيفري )دادسرا يا دادگاه ( به منظور توقف عمليات اجرايي
پرونده حقوقي ،فاقد وجاهت قانوني است؛ زيرا:
نخست .پس از شروع عمليات اجراي حكم در پرونده حقوقي ،اصل بر تداوم اجراي آن است و وفق ماده ٨قانون
آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ،١٣٧٩جلوگيري از اجراي حكم دادگاه امكانپذير
نيست؛ مگر بهوسيله دادگاه صادركننده حكم يا دادگاه بالاتر؛ آن هم در مواردي كه قانون معين كرده است؛ همچنين
به موجب مواد ٢٤و ٣٩قانون اجراي احكام مدني مصوب ،١٣٥٦احكام قطعي و لازمالاجراي دادگاهها ،تا زماني
كه به طرق قانوني »نقض يا فسخ نشده باشند« قابل اجرا هستند و تعطيل ،قطع ،توقيف و تأخير عمليات اجراي
احكام دادگاهها و اعاده عمليات اجرايي ناظر به آن به حالت پيش از اجرا ،امري استثنايي و محدود به موارد مصرح
قانوني است.
دوم .حكم مقرر در ماده ٢٣قانون صدور چك مصوب ١٣٥٥با اصلاحات و الحاقات بعدي ،حكمي خاص و صرفاً
ناظر بر صدور اجراييه نسبت به مبلغ چك و حق الوكاله وكيل به درخواست دارنده چك و وفق ترتيبات و شرايط
مقرر در اين ماده است كه در فرض صدور اجراييه؛ اگر صادر كننده يا قائم مقام قانوني او دعوايي مانند مشروط يا
بابت تضمين بودن يا تحصيل چك از طرق مجرمانه اقامه كند ،در موارد مذكور در اين ماده ،مرجع قضايي
رسيدگيكننده ،قرار توقف عمليات اجرايي را حسب مورد با اخذ و يا بدون اخذ تأمين مناسب صادر ميكند .بر اين
اساس در فرض سؤال ،صدور قرار توقف عمليات اجرايي توسط مرجع كيفري به منظور توقف عمليات اجرايي در
پرونده حقوقي؛ در غير از موارد مذكور در ماده ٢٣قانون يادشده ،فاقد وجاهت قانوني است.

دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه