برابر آراي صادره از مؤسسه داوري در خصوص دعاوي مربوط به رمز در سه پرونده داور خواسته خواهانها
را احراز نموده و حكم به محكوميت خوانده هر سه پرونده كه واحد بوده است به پرداخت رمز ارز و نيز خسارت
كه آن هم برابر توافق مقداري رمز ارز بوده است صادر شده است كه در دو پرونده قبلي ايراد مؤثري از ناحيه
محكوم عليه معمول نگرديده است و لذا آراي صادره در حال اجرا بوده اند و در آخرين پرونده يادشده خوانده
وعواي ابطال رأي داوري را متقضاي شده است كه دادگاه بدوي ايراد عدم توافق به داوري داور صادر كننده رأي
را وارد دانسته و در مرحله تجديدنظر خواهي دادگاه اخير به علاوه بيان داشته است »در قراردادهاي
سرمايهگذاري چنانچه متضمن سود قطعي و تضمين سرمايه گرديده باشد ماهيت چنين قراردادهايي خواه مضاربه
تلقي شود و خواه در زمره قراردادهاي موضوع ماده ١٠قانون مدني قرار گيرد در هر دو فرض قرارداد باطل
است زيرا مطابق ماده ٥٥٨قانون مدني »اگر شرط شود كه مضارب ضامن سرمايه خواهد بود و با خسارت
حاصله از تجارت متوجه مالك نخواهد شد عقد باطل است «...و مطابق مواد ١٠و ٩٧٥از همان قانون نيز
قراردادهاي خصوصي كه مفاد آن مخالف با قوانين آمرده ،نظم عمومي و يا اخلاق حسنه باشد قابل ترتيب اثر
نميباشد و بر اين اساس قراردادي كه متضمن تعيين سود قطعي و تضمين سرمايه باشد نه تنها خلاف قواعد آمره
فقهي و قانوني است بلكه مصداق بارز تعهدي مغاير با اخلاق حسنه محسوب ميگردد و چنين قراردادي به سبب
غرري و ربوي و غير شرعي بودن باطل و فاقد اثر حقوقي ميباشند و بر همين اساس قرارداد مشاركت در
سرمايهگذاري متعقده فيمابين متداعيين به لحاظ اشتراط سود قطعي و تضمين سرمايه بنا به مراتب اعلامي
فوقالذكر باطل و فاقد اعتبار قانوني ميباشد» .كه خروجي امر بر ابطال رأي داوري هم به جهت عدم صلاحيت
داور و هم به جهت باطل بودن قرارداد انشا شده است بيان فرماييد آيا رأي اخير صادره از داداه تجديدنظر بر
روند اجراي هر سه پروده قبلي تسري دارد يا اينكه خبر محدود به رأيي از داوري بوده است كه موضوع اعتراض
قرار گرفته است توضيح اينكه قراردادهاي مودر استناد د ر هر سه پرونده واحد بوده اند و فقط از حيث مقدار و
نوع رمز ارز متفاوت بوده است.
نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۵/۷۹۵ مورخ ۱۴۰۵/۰۱/۳۰
مرجع: اداره کل حقوقی قوه قضاییه ـ دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
استعلام
پاسخ
اولاً ،صرف نظر از مصداق خاص مذكور در استعلام ،در فرض سؤال ،صرف صدور حكم به ابطال رأي داور در
خصوص يك قرارداد به وسيله دادگاه و عدم ابطال آن در مورد دو قرارداد مشابه ديگر ،موجب عدول دادگاه از
تصميم خود مبني بر صدور اجراييه رأي داوري و جريان اجرا در دو پرونده ديگر نميباشد؛ بلكه دادگاه
صادركننده اجراييه ،همانگونه كه هنگام صدور اجراييه بايد با توجه به ماده ٤٨٩قانون آيين دادرسي دادگاههاي
عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب ١٣٧٩اتخاذ تصميم كند ،براي عدول از اين تصميم نيز بايد بر اساس
ماده يادشده ،باطل و غير قابل اجرا بودن رأي داور و اشتباه بودن تصميم قبلي خود مبني بر صدور اجراييه را
احراز كند و پيش از اين اقدام ،صدور حكم بر ابطال رأي داور در يك پرونده ،در روند اجراي دو پرونده ديگر
اثري ندارد.
ثانياً ،در فرض سؤال ،چنانچه دادگاه در پرونده هاي جرياني در فرايند اجرا ،احراز كند رأي داوري مطابق ماده
٤٨٩يادشده باطل و غير قابل اجرا ميباشد ،صرف ابطال اجراييه كافي نيست؛ بلكه از آنجا كه اين تصميم متضمن
باطل و غير قابل اجرا دانستن رأي داور ي است و داراي همان آثار حكم ابطال رأي داور است ،تصميم خود را
بايد به نحو مستدل و مستند به قانون و در قالب صدور دادنامه اتخاذ و به طرفين ابلاغ كند.
ثالثاً ،در تمامي مواردي كه دادگاه در اجراي ماده ٤٨٩قانون يادشده رأي بر باطل و غير قابل اجرا بودن رأي
داوري صادر ميكند ،با توجه به اينكه داراي همان آثار حكم به ابطال رأي داور است ،با عنايت به اينكه وفق
رأي وحدت رويه شماره ٨٣٦مورخ ١٤٠٢/٦/٢٨هيأت عمومي ديوان عالي كشور ،اين رأي غير مالي است؛
بنابراين مانند ديگر آراي غير مالي قابل تجديدنظر است.
دكتر محمدعلي شاه حيدري پور
اداره کل حقوقی قوه قضاییه